تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) (فارسى) — صفحة 620

مساهمون:

ص٦٢٠
يَا مَنْ لَيْسَ لَهُ حَاجِبٌ يُنَادَى ؛ يَا مَنْ لَا يَزْدَادُ عَلَى كَثْرَةِ السُّؤالِ إلَّا كَرَماً وَ جُودًا ، يَا مَنْ لَا يَزْدَادُ عَلَى عَظِيمِ الذَّنْبِ إلَّا رَحْمَةً وَ عَفْوًا ! وَ أَسْأَلُهُ مَا أَحْبَبْتُ ، فَإنَّهُ قَرِيبٌ مُجِيبٌ ! « 1 »
هامش
( 1 ) « صحيفهء ثانيهء علوّية » محدّث نورى از ص 115 تا ص 117 ميگويد : اين دعا دعائى است كه حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام در ليلةُ المبيت كه در رختخواب رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم خوابيدند ، خواندند . بنابر آنچه را كه من ديدم در مجموعه‌اى كه همهء آن منقول است از خطّ شمس الفقهاء شيخنا شهيد اوّل نقلًا از كتاب « استدراك » كه از بعض قدماء اصحاب ماست از آنان كه از جعفر بن قولوَيه روايت مىكنند . شهيد رحمَهُ الله ميگويد : من با اسناد مؤلّف كتاب « استدراك » تا أعمَش روايت ميكنم از او كه چون منصور دوانيقى او را به نزد خود طلبيد ، وى تحصيل طهارت كرد و كفن پوشيد و حنوط كرد و به نزد او رفت . منصور به او گفت : در وقتىكه ما در بنى حمان بوديم ، آن حديثى را كه جعفر بن محمّد عليهم السّلام بيان كرد براى من بيان كن . أعمش گفت : به منصور گفتم كدام احاديث را مىگوئى ؟ منصور گفت : حديث اركان جهنّم را . أعمش گفت : آيا مرا از گفتن آن معفوّ نميدارى ؟ ! منصور گفت : ابداً چاره‌اى از گفتن آن ندارى ! أعمش گفت : جعفر بن محمّد از پدرانش عليهم السّلام از رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم براى ما روايت كرد كه : آن حضرت فرمود : جهنّم هفت در دارد ؛ و آن هفت اركانى هستند براى هفت فرعون . در اين حال أعمش ذكر كرد نمرود بن كنعان : فرعون خليل الرّحمن ، و مصعب ابن وليد : فرعون موسى ، و أبو جهل بن هِشام ، و « أ » ، « ب » [ 1 ] ، و ششمين آنها يزيد كشندهء پسرم ؛ و أعمش ميگويد : در اينجا سكوت كردم . منصور به من گفت : فرعون هفتم ؟ ! گفتم : مردى از اولاد عبّاس كه خلافت را عهده دار مىشود و ملقّب است به دوانيقى ، و نامش در خلافت منصور است . منصور گفت : راست گفتى ؛ اين‌طور جعفر بن محمّد براى ما حديث نمود . أعمش ميگويد : در اين حال منصور سرش را بلند كرد و ديديم كه يك جوان نو رسيده كه هنوز در صورتش مو نروئيده بود و من از او زيباتر نديده بودم در برابر اوست . منصور - [ 1 ] علّامهء مجلسى رحمةُ الله علَيه اين روايت را در « بحار الانوار » ( ج 47 ، ص 309 ، حديث 29 ) بلاواسطه از « استدراك » نقل كرده و در آنجا عبارت : « أ » ، « ب » را به لفظ : « الاوّل » و « الثّانى » آورده است . -
روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) (فارسى) — صفحة 620 | السيد محمد حسين الطهراني