« من از تو تقاضامندم اينكه درودت را بر محمّد و آل محمّد بفرستى ، و نام مرا در اين شب در زمرهء سُعَداء ، و روح مرا در جملهء شهداء قرار دهى ، و نيكوئى و احسان مرا در مكانى رفيع بپذيرى ، و گناه و سيّئهء مرا در مورد غفرانت بگذارى ، و به من يقينى را عنايت كنى كه با آن خودت در دل من و انديشهء من مباشرت داشته باشى ، و به من ايمانى را مرحمت فرمائى كه با آن شكّ و ريب از من زدوده گردد ، و مرا به آنچه سهميّهء من از رزق و روزى و مقدّرات معيّن نمودهاى راضى و خرسند كنى » !
كلام حدّاد : مفاد عبارت « أنا واثِقٌ مِنْ دَليلى بِدَلالَتِكَ ، وَ ساكِنٌ مِنْ شَفيعى إلى شَفاعَتِكَ »
آيا هيچ تا به حال در اين فقره از دعاى أبو حمزهء ثمالى فكر كردهايم كه چه ميخواهد عرض كند ؟ :
مَعْرِفَتِى يَا مَوْلَاىَ دَلِيلِى عَلَيْكَ ، وَ حُبِّى لَكَ شَفِيعِى إلَيْكَ ؛ وَ أَنَا وَاثِقٌ مِنْ دَلِيلِى بِدَلَالَتِكَ ، وَ سَاكِنٌ مِنْ شَفِيعِى إلَى شَفَاعَتِكَ !
« اى مولاى من و سيّد و سالار من ! راهنماى من بر ذات أقدست شناخت من بوده است ، و معين و مددكار من در وصول به تو محبّت من بوده است ؛ امّا پشتيبان من در شناختم شناختى است كه تو به من دادى ، و آرام بخش من در معاونت و مددكاريم معاونت و مددكارىاى است كه از ناحيهء تو به من رسيده است ! »
در اينجا حضرت عرضه ميدارد : من براى وصول به مقام قرب بايد تو را بشناسم ، و آنچه مرا به تو دلالت نموده است شناسائى خودم بوده است ، و
هامش
- عنوان الدّعاءُ المُختصُّ بالعَشرِ الاواخِر ذكر كرده است . و مجلسى در « زاد المعاد » ورق 72 تا ورق 74 نقل كرده و فرموده است : به سندهاى معتبر در هر شب از دههء آخر دعاى مخصوصى از حضرت صادق عليه السّلام وارد شده است و بر مطالب دنيا و آخرت مشتمل است . و محدّث قمّى در « مفاتيح الجنان » ص 228 تا ص 233 آورده و فرموده است : و از جمله اين دعاهاست كه در « كافى » مسنداً و در « مُقنعه » و « مصباح » مرسلًا نقل شده كه ميگوئى . . .