تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) (فارسى) — صفحة 525

مساهمون:

ص٥٢٥
ايشان بعضى از اوقات از اشعار مغربى و اشعار مثنوى و اشعار ابن فارض ميخواندند آن هم با چه كيفيّت ! هر وقت حال سوز ، شدّت مىنمود برخى از اشعار مغربى و تائيّهء كبراى ابن فارض و برخى از غير تائيّه را با آهنگ و صوت خوش آن هم صوت حزين قرائت مىنمودند كه در نوار مضبوط شده است . ولى از اشعار مثنوى چيزى ضبط نشده است . و علّت آنست كه در آن اوقات كه گرم حال بودند و بعضى اوقات در دالان راهرو خانه مىافتادند و آن اشعار را ميخوانده‌اند كسى نبوده است كه آنها را ضبط نمايد . از اشعار باباطاهر هم گهگاهى خوانده‌اند ، ولى ممارست عمدهء ايشان بر اشعار ابن فارض بوده است .

ابيات « مثنوى » در فتوّت و اخلاص أمير المؤمنين عليه السّلام

به اشعار مثنوى دربارهء أمير المؤمنين عليه السّلام و قتل او عَمْرو بن عَبْدِ وَدّ را ، تا كشته شدن او به دست ابن ملجم مرادى لعنَهُ الله بسيار علاقمند بودند . و حقير چندين بار در سفرهاى عديده مشاهده كردم كه آنها را با صوت جذّاب قرائت مىنمودند ؛ و چنان مشهود بود كه خود ايشان در همان حالى هستند كه حضرت توصيف مىكند ، و لهذا مبتهج مىشدند و گويا اين اشعار عيناً حكايت حال خود ايشان است . اين ابيات آبدار چنان كه در « مثنوى » آمده است ، بدين كيفيّت است :
هامش
- ايشان خالى از دو گروه نمىباشند : يا عاقلند كه در صدد مكر و خدعه با شما بر مىآيند ، و يا جاهلند كه به زودى عليه شما به دفاع قيام مىكنند . گفتار ، حكم مرد نرى را دارد و پاسخ در حكم زن ماده‌اى است ؛ و چون مرد و زن با هم جمع آيند گريز و گزيرى از تولّد بچه نيست . سپس حضرت شروع كردند و از خود اين شعر را انشاء نمودند : كسى كه ميخواهد آبرويش محفوظ باشد ، از جواب دادن خوددارى مىنمايد . و كسى كه با مردمان به مدارا و ملايمت رفتار نمايد وى به مقصد و مقصود خود ميرسد و راه صواب و درست را طىّ كرده است . و كسى كه مردمان را بترساند مردمان نيز او را ميترسانند ، و كسى كه مردمان را پست و حقير بشمارد براى او ارزشى قائل نمىشوند . »