نخستين طلوع آن بر گرد آن كشيدن چه مدحى را متضمّن است ؟ !
و اگر مراد از ماه را سيما و چهرهء محبوب فرض كنيم و خطّ هلالى را هم محاسنش بدانيم كه بر گرد آن روئيده است ، با آنكه اين استعاره با آن استعارهء قرص ماه آسمان و اختفاى آن در شبهاى نخستين جز به مقدار هلالى كه نمايان است ، دو مفاد است معذلك اين استعاره نيز منافاتى با وجود حضرت صاحب الزّمان ندارد ؛ زيرا آن انسانى كه در خارج بر گرد صورتِ چون ماهش محاسن روئيده است ، با توصيف غربت و ولايت و سرورى و پادشاهى و سائر اوصافى كه در اين غزل آمده است ، غير از آن حضرت نمىتواند مراد و مقصود باشد .
و در بيت نهم ميگويد : من پيوسته با تو سر و كار دارم . محبّت توست كه راحت دل من است در هر حال ، و ذكر توست كه أنيس من است بطور پيوسته و مدام .
گرچه نظير اين مضمون در سائر غزلهاى حافظ موجود است و آنها راجع به خود ذات أقدس حقّ تعالى است ، و ليكن در اين غزل به قرينهء سائر ابيات غير از حضرت حجّت نمىتواند بوده باشد . پس ضمير مخاطب ذِكْرُكَ و حُبُّكَ راجع به اوست .
و به همين طريق مفاد بيت دهم است كه در دعا ميگويد : دريچهء قلب من كه مملوّ از خون حيات بخش من است ، و پيوسته آن خون در جنبش و حركت و ضربان و خروش است ، هيچگاه از معامله و سر و كار داشتن و تلاش براى بدست آوردن محبّت و رضاى تو خالى نباشد . و در بيت يازدهم مخاطب خود را شاه ، و خودش را رِند و گداى لا ابالى خوانده است ؛ و وصال اين درجهء پست و زبون را با آن شاه با عظمت و با تقوى و داراى عصمت و طهارت ، بعيد به شمار آورده است . در اين بيت هم معلوم است كه : مراد وى از « چون تو شاهى » غير آن صاحب ولايت كلّيّهء إلهيّه
روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) (فارسى) — صفحة 522
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٥٢٢