تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) (فارسى) — صفحة 521

مساهمون:

ص٥٢١
و در بيت پنجم ميگويد : اى دل ! در فراق او ناله مكن ، چرا كه گرچه در غيبت است و چهره و رخساره‌اش را از نماياندن مخفى ميدارد ، و ليكن بواسطهء گيسوان و زلف سياه او - كه كنايه از هجران و غيبت است - آشفته حالان مىتوانند كسب جمعيّت كنند و به مقصود نائل آيند . و در بيت ششم ميگويد : اينك كه رشد و بروز جمال در تو فزونى يافته است ، خداوند عمر تو را طويل گرداند و از گزند حوادث مصون بدارد . و در بيت هفتم ميگويد : توئى ولىّ والاى ولايت كه قوام كون و مكان بر تو قائم است ؛ و تو بايد بر قرار و مقرون به بقاء و صحّت و آرامش بوده باشى ، چرا كه در رأس مخروطى ، و بر همهء ما سوى حكومت دارى . و در برابر اين امر مهمّ و ارزشمند ، زيانهاى جانى و ضررهاى مالى هر چه هم فراوان باشد ، به من و يا به جهانيان برسد ، مهمّ نيست بلكه خيلى سهل و آسان است . و در بيت هشتم ميگويد : آفرين بر دست قدرت پروردگار كه تو را در اين چندين قرنى كه تا به حال گذشته ، حفظ و نگهدارى نموده است ؛ همان نقّاش قدرت كه بر گرد ماه بر فراز آسمان خطّى به شكل هلال مىكشد تا مردم ماه را ببينند ، با آنكه بدون شكّ تمام كرهء ماه موجود است ، امّا كسى آن را نمىبيند ، و در غيبت و پنهانى ميگذارد ، و فقط از اين كرهء آسمانى به قدر هلالى نمايان است بطورى كه اگر كسى نظر كند مىپندارد كره‌اى نيست ، فقط هلالى بر آسمان موجود است . امام زمان هم موجود است همچون كرهء تامّ و تمام ، امّا كسى آن را نمىبيند و ادراك نمىكند و فقط به قدر ضخامت هلالى از آثار او در جهان مشهود است و مردم از آن منتفع ميگردند ، ولى بايد ظهور كند و از پردهء خفا برون آيد و چون بَدْر و ماه شب چهاردهم نور دهد و همهء جهان را منوّر كند . خوب توجّه كنيد : اگر اين بيت را اين‌طور معنى نكنيم ، معنى آن چه مىشود ؟ ! تعريف كردن از ماه آسمانى به پنهانى ، و خطّ هلالى در شبهاى
روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) (فارسى) — صفحة 521 | السيد محمد حسين الطهراني