و انتقاد از معاويه را به صورت گفتارى كه واردين بر او ميكردند بيان مىكند . مثل آنكه با سند خود روايت مىكند از أبو بكره كه بر او وارد شد و به او گفت :
« اتَّقِ اللهَ يا مُعاويَةُ ! وَ اعْلَمْ أنَّكَ فى كُلِّ يَوْمٍ يَخْرُجُ عَنكَ وَ فى كُلِّ لَيْلَةٍ تَأْتى عَلَيْكَ ، لا تَزْدادُ مِنَ الدُّنْيا إلّا بُعْدًا وَ مِنَ الآخِرَةِ إلّا قُرْبًا . وَ إنَّ عَلَى أثَرِكَ طالِبًا لا تَفوتُهُ ، وَ قَدْ نَصَبَ لَكَ عَلَمًا لا تَجوزُهُ . فَما أسْرَعَ ما تَبْلُغُ ، وَ ما أوْشَكَ أنْ يَلْحَقَكَ الطّالِبُ ! وَ أنا وَ مَن نَحْنُ فيهِ وَ أنتَ زائِلٌ ؛ وَ الَّذى نَحْنُ إلَيْهِ صآئِرونَ باقٍ . إنْ خَيْراً فَخَيْرٌ وَ إنْ شَرًّا فَشَرٌّ ! « 1 » »
« اى معاويه از خدا بپرهيز ! و بدانكه هر روزى كه از تو بگذرد و هر شبى كه بر تو وارد شود ، دوريت از دنيا بيشتر و نزديكىات به آخرت افزونتر ميگردد . و در پشت سر تو طالبى است كه ميخواهد تو را دريابد و تو از دست آن نمىتوانى فرار كنى ، و براى تو نشانه و علامتى گذارده است كه از آن نمىتوانى بگذرى . پس چقدر تو سريع خواهى رسيد ، و چقدر نزديك است كه آن جوينده تو را دريابد و به تو برسد ! و من و تو و آن افرادى كه با ما هستند همگى زائل و فانى مىباشيم ؛ و امّا آن كس كه ما به سوى وى خواهيم گرديد و منقلب خواهيم شد باقى است . نتيجهء كار خير ، خير است و نتيجهء كار شرّ ، شرّ است ! »
در « محاضرات » محيى الدّين از حضرت صادق عليه السّلام روايت دارد
محيى الدّين در « محاضرات » از حضرت صادق عليه السّلام نيز روايت دارد . او در تحت عنوان « مَنْ عَمِلَ عَلَى قَوْلِهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ ( وَ ءَالِهِ ) وَ سَلَّمَ : كُلُّ أَمْرٍ لَا يُبْدَأُ فِيهِ بِذِكْرِ اللهِ فَهُوَ أَجْذَمُ » ميگويد :
ما از حديث دينَورى روايت شدهايم كه گفت : محمّد بن موسى ، از
هامش
خطّى ذكر نمودهام ولى تا به حال توفيق طبع آن در كتب مطبوعه همراه نبوده است ؛ اميد است از اين به بعد إن شاء الله تعالى در جاى مناسبى ذكر شود .
( 1 ) « محاضرات » ج 2 ، ص 138