تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) (فارسى) — صفحة 460

مساهمون:

ص٤٦٠

» تفسير حضرت حدّاد عبارت محيى الدّين را : « وَ لِكُلِّ عَصْرٍ واحِدٌ يَسْمو بِهِ »

در همين سفر كه در محضر حضرت آقاى حاج سيّد هاشم حدّاد أعلَى اللهُ درجتَه بودم ، و سخن از محيى الدّين عربى زياد به ميان مىآمد - و به همين مناسبت هم حقير در اينجا كلام را قدرى دربارهء شخصيّت او گسترش دادم - روزى از روزها جناب مغفور مرحوم حاج غلامحسين سبزوارى كه از ارادتمندان ايشان و از زُوّار همدانى و أسبق تلامذهء مرحوم آية الله أنصارى بود ، از زيارت حرم مطهّر كه برگشت و نشست گفت : اينك كه از زيارت حضرت أبا الفضل عليه السّلام مراجعت ميكردم ، در شارع عبّاسيّه به خاطرم آمد بيتى را كه در راهرو ورودى قبر محيى الدّين به سرداب نوشته‌اند ؛ و اين بيت از خود اوست :
وَ لِكُلِّ عَصْرٍ واحِدٌ يَسْمو بهِ * وَ أنا لِباقى الْعَصْرِ ذاكَ الْواحِدُ
« در هر عصر و دوره‌اى يك نفر به وجود مىآيد كه آن عصر بواسطهء او عظمت مىيابد ؛ و من براى تمام أعصار و دوره‌هاى آينده آن يك نفر مىباشم . » و مىگفت : من خودم اين بيت را در آنجا قرائت كرده‌ام ، و عجيب ادّعاى عظيمى است كه محيى الدّين كرده است ؟ ! حضرت آقا فرمودند : هيچ عجبى ندارد ؛ و اين گفتار او يك گفتار عادى و معمولى است . و اين اختصاص به محيى الدّين ندارد . هر كس به عرفان خدا برسد و فانى شود ، اين نغمهء اوست . زيرا در عالم فَناء محيى الدّين نيست ؛ خداست كه سخن ميگويد . و معلوم است كه : خدا اختصاص به زمانى دون زمانى ندارد . او هميشه بوده و هست و خواهد بود - انتهى كلام ايشان . و نظير اين مفاد ، مفاد بيت ابن فارض است كه آخرين بيت از تائيّهء كبراى اوست . امّا محيى الدّين خود را براى جميع أعصار بعدى يكّه تاز ميدان توحيد
هامش
- خسته مىكند ؛ و ليكن نگرش و ديدار از روى سخط و غضب ، بديهاى او را ظاهر مىنمايد . »