تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) (فارسى) — صفحة 456

مساهمون:

ص٤٥٦
هامش
- ص 673 از « نهج البلاغة » از ضِرار بن ضَمْرة الضِّبابىّ ، در حديث ششم ، و از ابن ابى الحديد فى « الشرح » از كتاب عبد الله بن إسمعيل فى « التّنزيل على نهج البلاغة » از ضرار و نيز در حديث هفتم ، از ابن أبى الحديد از ابن عبد البَرّ در كتاب « استيعاب » ؛ و نيز در باب 132 ، ص 674 از طريق خاصّه از ابن شهرآشوب در حديث دوّم نقل مىكند ؛ و أيضاً محمّد بن طلحهء شافعى در كتاب « مطالب السَّئول » ص 33 ؛ و زَرَنْدى در كتاب « نظم دُرَر السِّمطين » در قسم اوّل از سِمط اوّل آن كتاب ص 134 و 135 از أبو صالح ؛ و أبو نُعيم در « حِلْيةُ الاولياء » ج 1 ، ص 84 با اسناد خود از محمّد بن سائب كلبى از أبو صالح ؛ و شيخ سليمان قُندوزى حنفى در كتاب « ينابيع المودّة » باب 50 ، ص 144 و باب 56 ، ص 216 ؛ و شيخ صدوق در كتاب « أمالى » طبع سنگى ، ص 371 ؛ و مجلسى در « بحار الانوار » طبع حروفى حيدرى ، ج 41 ، ص 120 از « إرشاد القلوب » ديلمى ؛ و ابن حَجَر هَيتمى در كتاب « الصَّواعقُ المحرقة » فصل 3 از باب 9 ، ص 78 ؛ و ابن عبد البرّ در كتاب « استيعاب » در ذكر أمير المؤمنين عليه السّلام در رقم 1855 ، ج 3 ، ص 1107 و 1108 ؛ جميع اينها از ضرار روايت مىكنند . فقط محدّث قمّى در « سفينة البحار » طبع سنگى ، ج 2 ، ص 170 از كتاب « المحاسن و المساوى » إبراهيم بن محمّد بيهقى كه يكى از أعلام قرن سوّم است - و اين كتاب را در ايّام مقتدر عبّاسى نوشته است - از عدىّ بن حاتم طائى روايت كرده است بدين گونه كه : رُوىَ أنّ عَدىَّ بنَ حاتِمٍ دخلَ علَى معاويةَ بنِ أبى سُفيانَ . فَقال : يا عَدىُّ ! أينَ الطَّرَفات ؟ ! يعنى بَنيه طريفًا و طارِفًا و طَرْفَةً . قال : قُتِلوا يومَ صِفّين بينَ يدَىْ عَلىِّ بنِ أبى طالبٍ عليه السّلام . فقال : ما أنصَفَكَ ابنُ أبى طالبٍ إذْ قدَّم بَنيكَ و أخَّر بنيهِ ! قال : بَل ما نصَفتُ عليّاً إذ قُتِل و بَقيتُ .( دور از حريم كوى تو شرمنده مانده‌ام * شرمنده مانده‌ام كه چرا زنده مانده‌ام )قال : صِفْ لى عَليًّا . - از اينجا تا آخر روايت بعينه با همان عباراتى است كه ديگران از ضمرهء نقل نموده‌اند . و تمام اين خبر را همانطور كه محدّث قمّى حكايت نموده است بيهقى در كتاب « المحاسن و المساوى » ج 1 ، ص 72 و 73 از طبع مصر ، مطبعهء نهضت آورده است . و در پاورقى آن محقّق و معلّق آن : محمّد أبو الفضل إبراهيم گويد : اين خبر را در كتاب « الرّياضُ النّضرة » ج 2 ، ص 212 ؛ و مسعودى در « مُروج الذّهب » ج 2 ، ص 433 آورده است . و نيز در همين كتاب ص 70 و 71 همين مضمون را قدرى مختصرتر از ابن عبّاس كه بر معاويه داخل شد نقل كرده است . و حقير آن را مشروحاً در مواعظ روز بيست و ششم ماه مبارك رمضان سنهء 1390 هجريّهء قمريّه در مسجد قائم طهران ، در ضمن بحوث قرآنيّه در ص 348 و 349 از نسخهء