غلام عبد الله بن عبّاس بود و بر او و بر عبد الله بن مسعود نسبت كذب به رسول خدا ميداد . و مردى دروغ باف و لاف زن بود ، و به تاريخ و حديث هم اطّلاع كافى داشت ، و به تفسير هم وارد بود ؛ امّا از دشمنان سرسخت أمير المؤمنين عليه السّلام بود ، و براى انحراف مردم از مقام ولايت و تبديل ولايت حقّه به شجرهء ملعونه دستى قوى داشت . وى بواسطهء تحريف روايات ، و تحريف در تفسير آيات ، جمعى كثير از اهل مغرب را به عقيدهء خوارج سوق داد بطورى كه خوارجى هم كه امروزه در آن نواحى مىباشند از آثار شوم و زشت تربيت عكْرَمَه باقى ماندهاند . « 1 » و ليكن تشيّع در اوّل امر در آن نواحى قدم نگذارده است .
و فتح أندلس هم توسّط بنى اميّه و بقاء آن هم توسّط آخرين دودمان آنها انجام گرفت ، و تا ساليان درازى أولاد مروان حمار در آنجا حكومت داشتند . اهالى مغرب زمين مالِكى مذهب مىباشند ، و شيخ محيى الدّين هم به صورت ظاهر مالكى بوده و در خاندان مالكى نشو و نما يافته است . بنابراين تعبير از خوارج با لفظ روافض در آن بلاد غير شيعهنشين قريب به واقع ، بلكه با اين قرائن متعيّن مىباشد .
سوّم آنكه : از همهء كتابهاى محيى الدّين هم صرف نظر كنيم ، در همين كتاب « محاضرات » وى كه اين داستان را محدّث نورى از آنجا نقل كرده است ؛ بقدرى روايات و حكايات و شواهد تاريخى بسيار است كه با وجود آنها احتمال حمل روافض بر طائفهء شيعه محال مىنمايد .
يعنى اگر كسى « مسامرات » را مطالعه كند و چون بدينجا رسد و معنى روافض را شيعه بپندارد ، يك مرتبه در جاى خود خشك مىشود كه يعنى چه ؟ ! آخر او فقط قبل از چند ورق ميگويد :
هامش
( 1 ) در درس 40 تا 45 از جلد سوّم « امامشناسى » از دورهء علوم و معارف اسلام ، ص 210 تا ص 214 تاريخ و هويّت عكرمه بطور مختصر آمده است .