نرسيده بود .
همه بايد در راه سير و سلوك خدا قدم نهند ؛ برسند يا نرسند
و امّا اگر افرادى باشند كه گرچه از اهل علم و تقوى بوده باشند و ليكن در مقام تزكيهء نفس برنيامده باشند و در راه لقاى إلهى قدمى برنداشته ، و مقصد و مطلوب اصلى آنها در زندگى دنيوى و حيات طبيعى فناء در ذات خدا نباشد ، و جهاد أكبر را در برنامهء زندگى خود قرار نداده باشند ، و بالاخره از خدا به لفظى ، و از ايمان به عبارتى ، و از لِقاء و عرفان به مفهومى قانع و دلخوش شده باشند ، كار آنها تمام نيست و در مواقف و مراحل پس از مرگ متوقّف ميگردند ، و خطاب :
وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ * ما لَكُمْ لا تَناصَرُونَ * بَلْ هُمُ الْيَوْمَ مُسْتَسْلِمُونَ
« 1 » به آنها زده مىشود .
« و در موقف حساب ايشان را متوقّف كنيد ! چرا كه بايد بازپرسى شده و مورد سوال و بازخواست قرار گيرند ، كه به چه علّت شما در راه معرفت و توحيد و إحياءِ دين با همديگر يارى نكرديد ؟ ! آرى آنان همگى در آن روز سخت به حالت تسليم و سرافكندگى و بيچارگى در مىآيند . »
چرا كه قبل از اين آيات آمده است :
احْشُرُوا الَّذِينَ ظَلَمُوا وَ أَزْواجَهُمْ وَ ما كانُوا يَعْبُدُونَ * مِنْ دُونِ اللَّهِ فَاهْدُوهُمْ إِلى صِراطِ الْجَحِيمِ .
« حاضر كنيد و جمع نمائيد كسانى را كه بر خود و ديگران ستم روا ميداشتند ، با أمثال و اتباعشان ، و با معبودهايشان كه از خدا إعراض كرده و آنها را مىپرستيدند ؛ و همگى را به سوى صراط آتش گداختهء دوزخ رهبرى نمائيد ! »
آيا آن كسانى كه هدف اصلى آنها خدا و لقاى خدا و رضايت او در پنهان و آشكارا نباشد ، و دين را ملعبهء دنيا قرار داده ، حبّ رياست نفوسشان را
هامش
( 1 ) آيات 24 تا 26 ، از سورهء 37 : الصّافّات