تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) (فارسى) — صفحة 443

مساهمون:

ص٤٤٣
محيى الدّين عربىّ در « محاضرات و مسامرات » ميگويد : « خَبَرُ الارْبَعينَ الرَّجَبيّينَ وَ الأبْدَالِ : بدانكه : خداوند چهل مرد از مخلوقات خودش را دارد كه به آنها نظر مىكند ، و از حركات ، آنها را مىاندازد بطورى كه مىنشينند و هيچ قدرتى بر حركت در ماه رَجَب ندارند ؛ از اوّل ماه رَجَب تا آخر آن . و در آن نظر كه موجب از بين بردن حركات آنها مىشود ، خودشان از حالشان و از واردات روحى شان خبر ندارند ، غير از آنچه را كه خداوند در آن حالِ عدم تحرّك به آنها مىفهماند . و اين قضيّه در هر سال واقع مىشود . و چون ماه رجب سپرى ميگردد ، براى هيچيك از آنان خبرى باقى نمىماند غير از آنچه را كه خداوند فهمانده است . و باقى نمىماند براى او هيچ كشفى و نه اطّلاعى و نه ندائى از آن عالم ، و نه هيچ چيز دگرى تا اينكه هلال ماه رجب آتيه طلوع نمايد ؛ در اين صورت آن حالت براى ايشان برميگردد ، و آن حالت براى آنها پايدار مىماند تا انقضاء ماه رجب ؛ پس مىبينند از عجائب كونيّه بقدرى كه خداوند اراده كند . مگر آنكه براى بعضى از آنها يك علامت منحصرى در طول سال براى ادراك امرى از امور نه غير آن ، باقى مىماند .
هامش
- آرى ، و با آنچه ما از « مسامرات » او در اين باب مىآوريم معلوم مىشود كه اين نسبت نادرست است و در كلام او از پنج جهت نادرستى پيداست . آرى ، در « فتوحات » محيى الدّين ، ج 2 ، ص 8 كه ضمن باب 73 بيانى دارد ، عين همان گفتار خود را در « مسامرات » آورده است ؛ با اين تفاوت كه آن شخص اهل كشفى را كه وى به او برخورد كرده است گفته است : من روافض از اهل شيعه را در تمام سال به صورت خنازير مىبينم . و با آنكه خواهيم گفت مراد از روافض خوارج هستند بخصوص كه در اينجا نمىگويد : شيعه و روافض را ( بطور عطف ) بلكه ميگويد : روافض از شيعه را ، معلوم مىشود : مراد او از « روافضِ شيعه » گروهى هستند كه از شيعه جدا شده و مذهب انحراف و نصب را پيموده‌اند ، و كاملًا بر خوارج مغرب زمين قابل انطباق مىباشد .