تجاوز نكردهايم و خود را به غلوّ و شرك نيالودهايم .
هر چه از خود امام بخواهيم غُلوّ است و شرك . و هر چه از خدا بواسطهء امام بخواهيم توحيد است و معرفت .
اشكال شيخ أحمد أحسائى و پيروانش از همين جا پيدا شد ؛ و عرفان عرفاءِ حقّهء ما نيز براساس توجّه بدين دقيقه بود . در اين صورت بايد درست متوجّه باشيم تا خداى نخواسته عبادتمان و دعايمان و توسّلمان و زيارتمان سر از مذهب شيخيّه درنياورد ؛ و خود به صورت ، صحيح العقيده و در باطن موافق آن طرزِ آداب نباشيم كه غلوّ و ارتفاعِ مَنْهىّ در روايات غير از اين چيزى نيست .
مبادا يك عمر بحث از صحّت و استوارى أمْرٌ بَينَ الامْرَيْن بنمائيم ولى عملًا در دام مُفَوِّضه گرفتار آئيم !
كلام محدّث نورى و نقل خبر رجبيّون از محيى الدّين عربى
نكتهء چهارم :
محدّث نورى رَحمةُ الله علَيه گفته است :
ابن عربىّ مالكىّ با آن همه نَصْب و عداوتى كه با إماميّه دارد حتّى در مسامرهء خود ميگويد : رَجَبيّون جمعى از أهل رياضتند در ماه رَجَب كه اكثر كشف ايشان اينست كه : رافِضيان را به صورت خوك مىبينند . . . « 1 » »
هامش
( 1 ) « نجم ثاقب » طبع سنگى ، باب هفتم ، ص 128 و 129 ؛ و نظير اين نقل را محدّث نورى در « خاتمهء مستدرك » طبع رحلى ، ج 3 ، الفائدة الثّالثة در ص 422 ذكر كرده است ، در آنجا كه در مقام ردّ حكيم إلهى صدر المتألّهين شيرازى كمر مىبندد و آشوبى بدون محتوى بر پا مىكند ، ميگويد :
چرا ملّا صدرا از محيى الدّين مدح مىكند مَع أنَّه لم يَرَ فى عُلماءِ العامَّةِ و نَواصِبهم أشدَّ نَصباً مِنه . « با آنكه او در ميان دانشمندان عامّه و نواصب آنها دشمنتر از او به خاندان اهل بيت نديده است . » » تا ميرسد به اينجا كه ميگويد :
« محيى الدّين أيضاً تصريح كرده است كه : أصل ضلالتها از شيعه است ؛ و در كتاب « مسامرة الأبرار » تصريح كرده است كه : رجبيّون جماعتى مىباشند كه به رياضتى اشتغال دارند و از آثارش اينست كه رافضيان را به صورت خنزير مىبينند . »