فراگرفته ، و حسّ زياده طلبى در جاه و مقام و لو به صورت دين و در كسوت و خلعت دين داشته باشند ، مشمول اطلاق و عموم اين كريمهء مباركه نخواهند بود ؟ ! آرى ، موقف ايشان سخت است و حسابشان مشكل ؛ و خداوند با كسى تعارف ندارد و صيغهء برادر و خواهرى نخوانده است . او عادل است . كجا افراد ستمكار و متعدّى را گرچه به صورت خارج تعدّى به اموال و نواميس مردم نداشته باشند ، بلكه متعدّى به خويشتن باشند كه خود را مهجور و محجوب داشته و از هواى نفس أمّاره بيرون نگرديدهاند ، آنها را در بهشت مىبرد و وعدهء حُسْنى به آنان ميدهد ؟ !
مجالس و محافل ما بايد براساس توحيد باشد ، قرآن خوانده شود ؛ ذكر و فضائل ائمّه عليهم السّلام بايد در راه مسير توحيد و عرفان إلهى قرار گيرد ؛ نه آنكه خدا را فراموش كنيم و از ايشان ياد كنيم . ذكر آنها بدون عنوان مرآتيّت ، شكل استقلال به خود ميگيرد و سر از غلوّ و ارتفاع بيرون مىآورد . هر چه را كه ما از امام بخواهيم و در آن حال از خدا غافل باشيم ، إمام را پرستيدهايم . امام راه است ، و مقصد و مطلوبْ خداست . نبايد راه و طريق با هدف و مقصد خلط شود كه در آن صورت از صبغهء توحيد خارج ميگردد .
در وقتىكه مقابل ضريح مقدّس مىايستيم ، هر چه بخواهيم و دعا كنيم بايد از خدا باشد ؛ و از آن حضرت كه ميخواهيم بايد به عنوان وساطت و نمايندگى باشد ، تا از خدا بگيرد و به ما بدهد . اگر از خود حضرت بخواهيم و خدا را فراموش كنيم راه خلاف را پيمودهايم . خودش بدين گونه رضا نميدهد ، و دعايمان را مستجاب نمىنمايد . چون در برابر خدا بت ساختهايم و امامان ما عليهم السّلام نفى اين معنى را كرده و مىكنند . امّا اگر بوسيلهء آنها از خدا بخواهيم و مؤثّر حقيقى و إعطا كنندهء واقعى را خدا بدانيم ، هم دعايمان را مستجاب مىنمايند و حاجتمان را بر مىآورند ، و هم از صراط توحيد قدمى
روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) (فارسى) — صفحة 441
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٤٤١