تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) (فارسى) — صفحة 436

مساهمون:

ص٤٣٦
هامش
- اثبات تشيّع او پايمردى نموده‌اند . اين مطلب گرچه در نزد ما تمام نيست ولى ميگوئيم : چرا به او ناصبى ميگوئيد ؟ ! چرا دشمن اهل بيت به شمار مىآوريد ؟ ! همين قدر كه معاويه را ردّ كرده است و خلفاى بنى اميَّه و جائران بنى عبّاس را قبول نكرده است و لا أقلّ حاضر شده است معاوية بن يزيد و عمر بن عبد العزيز را در رديف أمير المؤمنين و إمام حسن مجتبى عليهما السّلام قرار دهد ممنون باشيد ! و براى وى دعا كنيد تا پردهء جهلش بكلّى پاره شود ، و صريحاً شيخين را از خلفاى غاصب و طلحتين را از متجاوزان به حقّ امام مفترض الطّاعة بداند ! شما وى را شيخ مفيد شيعهء خالص و عالم تربيت‌شدهء در مكتب تشيّع فرض كرده‌ايد ، آن‌وقت اشكال مىكنيد : چرا اين‌طور ؟ ! چرا آن‌طور ؟ ! و امّا حقير كلامش را دربارهء متوكّل ملعون و خبيث ، ناشى از عدم وصول او به حقيقت امر ميدانم ؛ و اگر آن‌طور كه بايد و شايد مير سيد ، چنين حكمى را نمىنمود . روزى بحث ما با حضرت استادنا الاكرم حضرت علّامهء فقيد طباطبائى قدَّس اللهُ نفسَه بر سر همين موضوع به درازا انجاميد . چون ايشان ميفرمودند : چطور مىشود محيى الدّين را اهل طريق دانست با وجودى كه متوكّل را از اولياى خدا ميداند ؟ ! عرض كردم : اگر ثابت شود اين كلام از اوست و تحريفى در نقل به عمل نيامده است - چنان كه شعرانى مدّعى است در « فتوحات » ابن عربى تحريفات چشمگيرى به عمل آمده است - با فرض آنكه ميدانيم : او مرد منصفى بوده است و پس از ثبوت حقّ انكار نمىكرده است ، در اين صورت بايد در نظير اين نوع از مطالب ، او را از زمرهء مستضعفين به شمار آوريم ! ايشان لبخند منكرانه‌اى زدند و فرمودند : آخر محيى الدّين از مستضعفين است ؟ ! عرض كردم : چه اشكال دارد ؟ وقتى مناط استضعاف ، عدم وصول به متن واقع باشد با وجود آنكه طالب در صدد وصول بوده و نرسيده باشد ، فرقى ما بين عالم كبيرى همچون محيى الدّين و عامى صغيرى همچون سياه لشكر سنّيان نمىباشد ! همه مستضعفند اگر انكار و جحودى در ميان نباشد . همانطور كه ابو بكر و عمر و عثمان از تحريف سير تاريخ حقّ كمتر از متوكّل نبوده‌اند . آنها اساس را خراب كردند تا متوكّلى و يا متوكّل‌هائى بر رقاب مسلمانان ظالمانه حكومت كردند . و اگر شما بخواهيد تمام سنّيان را كه قائل به حقّانيّت شيخين مىباشند از زمرهء جاحدين و منكرين بدانيد ، ديگر فرقهء مستضعفى در ميانه باقى نخواهد ماند ؛ درحالىكه ميدانيم بسيارى از آنها مردمان منصف هستند ولى حقّ به آنها نرسيده است و اگر برسد مىپذيرند ، مانند شيخ سَليم بشرى رئيس اعظم جامع ازهر و شخص أوّل علم در عالم عامّه كه با مكاتبات مرحوم آية الله عاملى سيّد عبد الحسين سيّد شرف الدّين أعلَى اللهُ مقامَه از باطل برجست و به حقّ گرائيد !
روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) (فارسى) — صفحة 436 | السيد محمد حسين الطهراني