عظيمه بر روى عوام كه از حيوانات گمراهترند با كلمات خطابيّهاش كه مشابه مقالات گروه مُغيريَّه و خَطّابيّه مىباشد ، و اعتقادش بر عدم مؤاخذهء أحدى از دوستان أهل بيت معصومين عليهم السّلام به هر گناه و جرمى كه فرض شود ، و بنايش مذهب را بر تأويلات هوائيّهء فاسده بدون دليل ، با آنكه همه ميدانند كه اوّلين مرتبهء إلحاد ، گشودن باب تأويل است ؛ از جملهء مطالب مسلَّمه و يقينيّهاى است كه براى أحدى از آشنايان به گفتارش بر آن پرده و نقابى نيست ، و براى احدى از تأمّل كنندگان در تصنيفاتش موضع شكّ و ترديد بجاى نمىگذارد . »
و سپس ادامه ميدهد كه :
مگر اينكه او - كه خداى با او بطور تسامح رفتار كند و از دقّت در حساب و عقوبتش درگذرد ( سامَحَهُ اللهُ ) - چونكه اوّلين كسى است كه دلش به سوى اين مراد و مطلب كشيده شده و دربارهء محبّت أهل بيت پيامبر عقلش را از دست داده است ، و از كسانى نيست كه از روى تقليد كور كورانه دنبال آنچه كه مىشنوند بروند ، و از مشايخ خود بشنوند تمامى آنچه را كه ايشان ادّعا مىكنند ، و از حقيقت تشريعى كه آنان مىكنند پرده بر ندارند ، و به منزلهء پرستندگان بتها باشند كه از نياكانشان پيروى مىنمايند ، و به سوى بتها در عباداتشان رو مىكنند بدون بصيرتى كه در اينان باشد بر اينكه اينگونه أعمال از آنان نمونه و يادآور عباداتى است كه قدماى متعبّدشان بر صورتهاى آن بتها ميكردهاند ، همانطور كه نصّ از معصوم عليه السّلام بدين مضمون وارد است ، محتمل است كه : در نظر كسى كه در احوال او تأمّل و دقّت نمايد ، اين دستگيرش گردد كه او أهل نجات و هدايتشدهء به سوى سبيل معرفت و شناسائى حقوق أهل بيت عليهم السّلام است ؛ امّا مقلِّدين او گرفتار و بسته و در غل و زنجير آمدهء به زنجيرهاى نقمتاند دربارهء آنچه كه در حقّ ايشان چنين و چنان ميگويند . »
روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) (فارسى) — صفحة 400
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٤٠٠