تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) (فارسى) — صفحة 379

مساهمون:

ص٣٧٩
محيى الدّين عربى بزنيم ، و هر بيچارهء مفلوك و شوريده را به نام تصوّف و قول به وحدت وجود بكشيم ، و درويش كشى معنىً و ظاهراً شيوه‌مان گردد . پاسخى كه ما در اينجا دربارهء قول به وحدت وجود آورديم ، غير از جوابهائى است كه شهيد فضل و ولايت و علم و درايت مرحوم قاضى سَيّد نور الله شوشترى در « مجالس المؤمنين » ميدهد . « 1 » پاسخ ما روشن‌تر و بى پرده‌تر است ؛ و با اين بيانى كه عرض شد ، معلوم شد كه : انكار وحدت وجود يعنى انكار استقلال در ربوبيّت و خلّاقيّت حضرت بارى تعالى شأنه العزيز . بنابراين منكر وحدت وجود ، منكر توحيد است ؛ و مبارز و معارض و مخاصم با آيات مباركاتى كه ذكر شد .

دفاع قاضى نور الله از محيى الدّين در معنى وحدت وجود

قاضى نور الله كه الحقّ خدايش با شهداءِ طفّ محشور گرداند خيلى زحمت كشيده است ، كتاب نفيس وى : « إحقاقُ الحقّ » تا روز قيامت تاج افتخارى بر تارك شيعه است . امّا افسوس كه از متن آن - نه ملحقات - تا به حال همه‌اش طبع نشده است . وى در « مجالس المؤمنين » در دفاع از محيى الدّين مطلب را به اينجا مىرساند كه : « پس ظاهر شد كه : منشأ ايراد ، عدم فهم مراد شيخ است ؛ كه كمالِ صورتِ كلام شيخ به نظر مُورِد نرسيده و متوجّه طرفى ديگر گرديده . شعر :
صوفى اگر آن روى نبيند بگذارش * كآن مرغ ندانست كه انجير كدام است
و أيضاً مستند شيخ در وحدت وجود ، كشف صحيح و ذوق صريح است نه دليل عقلى يا مقدّمات نقلى .

گفتار مير سيّد شريف در « حواشى شرح تجريد » در معنى صحيح وحدت وجود

حضرت مير سيّد شريف در « حواشى شرح تجريد » ميفرمايد :
هامش
( 1 ) « مجالس المؤمنين » طبع سنگى ، مجلس ششم ، ص 283