صادرهء از انسان كه تحقيقاً در مفهوم و مفاد و معنى يكى نيستند ؛ ولى از هم منفكّ و متمايز هم نمىباشند .
آيات دالّهء بر وحدت وجود در قرآن كريم
عزيزم ! مگر آيات قرآن را نمىخوانيم كه :
وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ
« 1 » « او با شماست هر كجا كه بوده باشيد ! » ؟
آيا اين معيّت ، حقيقى است يا اعتبارى و مجازى ؟ اگر بگوئيد : اعتبارى است ، در اين صورت ديگر ميان او و ما بههيچوجه ربط و رابطهاى برقرار نمىشود ، و هر ذرّه از ذرّات عالم و هر موجود از مُلك تا ملكوت جميعاً موجودات مستقلّه مىگردند ، و به تعداد آنها بايد قائل به قديم و أزل و أبد شويم ، و گفتار نبىّ محترم حضرت يوسف على نبيّنا و آله و عليه السّلام به دو رفيق و مصاحب زندانى خود دربارهء ما صدق خواهد كرد ، آنجا كه گفت :
يا صاحِبَيِ السِّجْنِ أَ أَرْبابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ اللَّهُ الْواحِدُ الْقَهَّارُ .
« 2 »
« اى دو همنشين زندانى من ! آيا اين ارباب و خدا نمايان جدا جدا و پراكنده مورد پسند و اختيار است ، يا خداوند واحد قهّار ؟ ! ( كه با عزّت و استقلالش در وجود و با اسم قهّاريّتش كه از لوازم وحدت اوست ، ديگر رَبّى و اربابى و موجود جدا و پراكنده و مستقلّى را بجاى نگذاشته است ؛ و وحدت ذات أقدسش جميع وحدتهاى اعتبارى و مجازى را سوزانده و اين خس و خاشاكها را از سر راه برداشته است . ) »
آيا ما هيچ در اين آيه مباركهء قرآن فكر كردهايم كه :
ما يَكُونُ مِنْ نَجْوى ثَلاثَةٍ إِلَّا هُوَ رابِعُهُمْ وَ لا خَمْسَةٍ إِلَّا هُوَ سادِسُهُمْ وَ لا أَدْنى مِنْ ذلِكَ وَ لا أَكْثَرَ إِلَّا هُوَ مَعَهُمْ أَيْنَ ما كانُوا .
« 3 »
هامش
( 1 ) قسمتى از آيه 4 ، از سورهء 57 : الحديد
( 2 ) آيه 39 ، از سورهء 12 : يوسف
( 3 ) قسمتى از آيه 7 ، از سورهء 58 : المجادلة