تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) (فارسى) — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤
فَلَوْ خالَفَ فى عَمَلِ نَفْسِهِ مَن لَهُ الْمُشاهَدَةُ وَ الْكَشْفُ إجْماعَ مَن لَيْسَ لَهُ ذلِكَ ، لا يَكونُ مَلوماً فى الْمُخالَفَةِ وَ لا خارِجاً عَنِ الشَّريعَةِ ، لِاخْذِهِ ذلِكَ عَنْ باطِنِ الرَّسولِ وَ باطِنِ الْكِتابِ وَ السُّنَّةِ - انتهَى . [ « بنا بر آنچه گفته شد ، بر جويندهء راه رشد و ارتقاء واجب است كه در عبادات از علماى ظاهر پيروى نمايد و در سير و سلوك از اولياى خدا متابعت كند ، تا ابواب غيب براى او گشوده گردد .

براى اولياى عالى رتبه ، امكان دارد احكام را از باطن رسول الله و كتاب و سنّت اخذ نمايند

و چون براى وى درهائى از غيب گشوده شد ، بايد تا سرحدّ امكان عمل به مقتضاى ظاهر أحكام و به مقتضاى باطنِ كشف شده بنمايد . و اگر براى او جمع ميان عمل به ظاهر و باطن امكان نداشت ، پس تا هنگامى كه آن حال باطنى و آن واردهء ملكوتى بر حال اين سالك غلبه پيدا ننموده ، باز واجب است بر او از علم ظاهر پيروى كند ؛ و اگر آن وارده و حال باطن غلبه پيدا كرد و سالك را مغلوب نمود بطورى كه از مقام تكليف بيرون برد ، در اين صورت بايد به مقتضاى حالش عمل كند ؛ چرا كه وى در حكم مجذوبين است ( كه جذبهء الهيّه آنان را فرا گرفته و از اراده و اختيار خارج نموده است ) . و عالمان راسخ نيز همين گونه‌اند ؛ زيرا آنان در ظاهر پيرو فقيهان مجتهدند ، ولى در باطن لازم نيست كه از آنان پيروى كنند ، زيرا خودشان مطلب را آن‌گونه كه در واقع هست شهود مىكنند . پس براى چنين كسانى اگر اجماع و اتّفاق علماى ظاهر در امرى از امور ، با كشف صحيح - كه موافق است با كشف صريح كه از ناحيهء رسول الله براى او حاصل شده و گشايش و فتحى كه از باطن مقام نبوّت به او رسيده است - مخالفت داشت ، آن اجماع براى ايشان حجّت نيست . بنابراين ، اگر براى او در عمل خودش طبق مشاهده و كشفش مخالفتى با اجماع كسانى كه داراى مشاهده و كشف نيستند پيدا شد ، نبايد مورد ملامت