تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) (فارسى) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
مِنَ الاجْتِهادِ ؛ وَ لَيْسَ كَذَلِكَ ، وَ إنَّما هذا الإمامُ لَمْ يَثْبُتْ عِندَهُ مِن جَهَةِ الْكَشْفِ ذلِكَ الْخَبَرُ عَنِ النَّبىِّ ، وَ لَوْ ثَبَتَ لَحَكَمَ بِهِ ؛ وَ إنْ كانَ الطَّريقُ فيهِ الْعَدْلَ عَنِ الْعَدْلِ ، فَما هُوَ بِمَعْصومٍ مِنَ الْوَهْمِ وَ لا مِنَ النَّقْلِ عَلَى الْمَعْنَى ؛ فَمِثْلُ هَذا يَقَعُ مِنَ الْخَليفَةِ الْيَوْمَ [ « و خداوند براى خود خليفگانى در روى زمين دارد كه عبارتند از پيغمبران ، و امّا امروزه خلافت مردم ، از پيغمبران است نه از خداوند ؛ چرا كه اين خليفگان حكم نمىكنند مگر به آنچه را كه رسول الله براى ايشان تشريع نموده است ، و از اين دائره پا فراتر نمىگذارند . مگر آنكه در اينجا نكتهء باريكى است كه هيچكس آن را نميداند مگر كسانى كه مثل و نظير ما باشند ؛ و آن در كيفيّت بدست آوردن حكمى است كه مىنمايند از آنچه را كه شريعت رسول معيّن نموده است . بناءً على هذا گاهى از خليفه ظاهر مىشود حكمى كه بر حسب ظاهر با حديث مخالفت دارد ، آنگاه چنين تصوّر مىشود كه اين حكم ناشى از اجتهاد اوست ؛ درحالىكه اين‌طور نيست ، بلكه از اين باب است كه اين امام از جهت كشف باطنى خود برايش مضمون آن حديث از پيغمبر ثابت نشده است ، و اگر ثابت شده بود تحقيقاً بر طبق آن حكم مىنمود . و اگرچه طريق ثبوت آن خبر در حديث ، خبر شخص عادلى بوده است از عادل ديگرى ، امّا ميدانيم كه آن عادل ، معصوم از اشتباه و خطا نيست و چه بسا در نقل به معنى دچار سهو و خطا گردد . بنابراين ، مثل اين نوع احكام از خليفه در امروز واقع مىشود . » ] و نيز در فَصّ اسحقىّ گويد :
فَمَنْ شَهِدَ الامْرَ الَّذى قَدْ شَهِدْتُهُ * يَقولُ بِقَوْلى فى خِفاءٍ وَ إعْلانِ ( 1 )