أقول : آنچه را كه مرحوم شيخ بهاء الدّين عامِلى در اينجا ذكر كردهاند ، در « فتوحات مكّيّه » ج 3 ، باب 366 ، ص 327 ( از طبع دار الكتب العربيّة الكبرى - مصر كه چهار جلدى است ) تا عبارت : يُقيمونَ دَعْوَتَهُ وَ يَنْصُرونَهُ موجود مىباشد ، و بقيّهء عبارات مذكوره در ص 336 از همين باب ، از سطر 7 تا 13 بطور پراكنده ذكر شده است . بنابراين ، مطالب شيخ بهاء الدّين بدين صورت كامل ، ملتقَطاتى است از كلام محيى الدّين در همهء اين باب .
نكتهء ديگر آنكه : در همه جا ، يعنى در طبع 6 جلدى « فتوحات » طبع بولاق و حتّى در « يواقيت » شَعرانى ، نام حضرت مهدىّ را كه ذكر نموده است او را از اولاد حسين بن علىّ بن أبى طالب شمرده است و گفته است : وَ جَدُّهُ الحُسَين . و امّا در طبع چهار جلدى دار الكتب العربيّه آن را حسن بن علىّ بن أبى طالب طبع نموده است ؛ و واضح است كه اين اشتباه مطبعهاى بوده است .
محيى الدّين در « فتوحات » عمل به رأى و قياس را به شدّت محكوم مىكند
اين عبارت شيخ محيى الدّين را بسيارى از أعلام شيعه دليل بر تشيّع وى گرفتهاند . زيرا كه عين معتقدات شيعه است . أضِفْ إلَى ذلك مطالب ديگرى كه در « فتوحات » راجع به قياس آمده است كه او ميگويد : ما ابداً عمل به قياس نمىكنيم .
أقول : در ميان عامّه كسى كه ابداً به قياس عمل نكند يافت نمىشود . أبو حنيفه سراپاى فتاوايش قياس است . محيى الدّين عربى بر حسب ظاهر مالكى مذهب بوده است « 1 » ، و مالك هم عمل به قياس مىكند البتّه كمتر از
هامش
- نُعْمان أبو حنيفه و مالك بن أنس و أحمد بن حنبل و محمّد بن إدريس شافعى طرق اجتهاد بكلّى مسدود است و هر فتوائى كه به خلاف آراءِ اين فقهاءِ اربعه صادر شود مردود ، و أحكام الهيّهء حضرت حجّت را كه مخالف آن مجعولات است نامشروع شمارند ، و تعريفات الهيّه را كه به غير از طريق اجتهاد ظاهرى است محال انگارند . ( « شرح مناقب » ص 34 تا ص 36 )
( 1 ) مرحوم حاجى نورى قدّس سرّه در كتاب « نجم ثاقب » طبع سنگى ، باب هفتم ،