زبان حال اولياء الهى در غربت از عالم طبع و استغراق در انوار ملكوتيّهء قدسيّه
من كه ملول گشتمى از نفس فرشتگان * قال و مقال عالمى مىكشم از براى تو « 1 »
مَعْشَرَ النّاسِ ما جُنِنْتُ وَ لَكِنْ * أنَا سَكْرانَةٌ وَ قَلبِىَ صاحِ ( 1 )
أ غَلَلْتُمْ يَدَىَّ وَ لَمْ ءَاتِ ذَنْبًا * غَيْرَ جَهْرى فى حُبِّهِ وَ افْتِضاحى ( 2 )
أنَا مَفْتونَةٌ بِحُبِّ حَبيبٍ * لَسْتُ أبْغى عَنْ بابِهِ مِنْ بَراحِ ( 3 )
هامش
سيّد حميد سجّادى معاينه كرد ، گفت : عمل اين چشم اورژانس ( فورى ) است . يعنى السّاعه بايد عمل شود و حقّ بيرون رفتن از بيمارستان را نداد و گفت : من متعجّبم از گفتار پزشكان كه حواله به خارج دادهاند . زيرا در اين صورت در فاصلهء كوتاهى چشم از دست ميرود . ايشان با دستيارى معاون و شاگرد ممتازش جناب صديق ارجمند مؤمن متعهّد آقاى دكتر حاج حسينعلى شهريارى در عمليّهاى كه هفت ساعت تمام به طول انجاميد عمل كردند . و الحمد للّه و المنّة عمليّه در نهايت خوبى و پاكى صورت گرفت بطورى كه موجب شگفت همه شد . و اينك پس از شش سال ، اين سطورى را كه ملاحظه ميفرمائيد با معونهء همان چشم عمل شده مىنويسم .قالَ أَ فَرَأَيْتُمْ ما كُنْتُمْ تَعْبُدُونَ * أَنْتُمْ وَ آباؤُكُمُ الْأَقْدَمُونَ * فَإِنَّهُمْ عَدُوٌّ لِي إِلَّا رَبَّ الْعالَمِينَ * الَّذِي خَلَقَنِي فَهُوَ يَهْدِينِ * وَ الَّذِي هُوَ يُطْعِمُنِي وَ يَسْقِينِ * وَ إِذا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ * وَ الَّذِي يُمِيتُنِي ثُمَّ يُحْيِينِ * وَ الَّذِي أَطْمَعُ أَنْ يَغْفِرَ لِي خَطِيئَتِي يَوْمَ الدِّينِ * رَبِّ هَبْ لِي حُكْماً وَ أَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ * وَ اجْعَلْ لِي لِسانَ صِدْقٍ فِي الْآخِرِينَ * وَ اجْعَلْنِي مِنْ وَرَثَةِ جَنَّةِ النَّعِيمِ. ( آيات 75 تا 85 ، از سورهء 26 : الشُّعَراء )
« باز ابراهيم خليل به مشركين از قوم خود گفت : آيا شما ميدانيد كه اين بتهائى را كه اينك شما مىپرستيد ، و پدران پيشين شما مىپرستيدند ، آنها دشمن من و دشمن پرستش و ستايش من به خدا مىباشند ، به غير از خداوند كه پروردگار عالميان است ، آن خدائى كه مرا آفريد و سپس در راه رشد و كمال هدايتم نمود ؛ آن خدائى كه مرا طعام ميدهد و سيراب مىكند ؛ آن خدائى كه چون مريض شوم او مرا شفا مىدهد ؛ آن خدائى كه مرا مىميراند و پس از آن زندهام ميگرداند ؛ آن خدائى كه به او اميد دارم تا در روز پاداش از گناه من درگذرد . بار پروردگار من ! به من در برابر مشركين حكم قاطعى مرحمت فرما و مرا به مردمان صالح خودت ملحق كن ؛ و براى من زبان راست و راستينى در ميان امّتهاى پسين قرار بده ، و مرا از وارثين بهشت نعيمت بگردان . » آياتى است از زبان حضرت ابراهيم خليل الرّحمن على نبيّنا و آله و عليه السّلام .
( 1 ) « ديوان حافظ شيرازى » از طبع محمّد قزوينى و دكتر قاسم غنى ، ص 284 ، غزل 411