هامش
- بايد متوكّلين پيوسته بار توكّل خود را برعهدهء او بنهند . »إِنِّي تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ رَبِّي وَ رَبِّكُمْ ما مِنْ دَابَّةٍ إِلَّا هُوَ آخِذٌ بِناصِيَتِها إِنَّ رَبِّي عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ. ( آيه 56 ، از سوره 11 : هود )
« من حقيقةً توكّل نمودم بر الله كه او پروردگار من و پروردگار شماست . هيچ جنبندهاى نيست مگر آنكه مقدّراتش مستقيماً به دست اوست . و پروردگار من بر راه راست و صراط مستقيم ، تدبير امور مخلوقات خود را مىنمايد . »قُلْ لَنْ يُصِيبَنا إِلَّا ما كَتَبَ اللَّهُ لَنا هُوَ مَوْلانا وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ. ( آيه 51 ، از سورهء 9 : التّوبه ) « بگو : ابداً چيزى به ما نميرسد ( گزندى و ضررى ، يا خيرى و رحمتى ) مگر آنچه را كه خداوند براى ما نوشته است . اوست صاحب تدبير و ولايت امور ما . و بنابراين حتماً بايد متوكّلين و مؤمنين او را در جميع امورشان وكيل در تصرّف بگيرند و بر او توكّل نمايند . »
و أمثال و نظائر اين آيات در قرآن مجيد بسيار است . با وجود اين آيات ، وقتى طبيب متخصّص و متعهّدى آمادهء معالجه شده است ، و ميدانيم همهء امور به دست خداست و نفع و ضرر از ناحيهء اوست ، اگر از او فرار كنيم و به خارج برويم درحالىكه ميدانيم آن نفع و ضرر هم هر گونه باشد از ناحيهء خداست ؛ در اين صورت ، اين انحراف طريق نيست ؟ اين عمل ، شرك فعلى و عملى نيست ؟ گو آنكه شرك قولى نباشد .
پنجم آنكه : ما بندهايم و بايد مطيع امر خدا باشيم . او يك وقت مصلحت انسان را در حيات ميداند و يك وقت در موت . و اگر فى الواقع صلاح انسان در مرگ باشد و او دنبال حيات بگردد ، طالب شرّ خود بوده است ، نه خير خود . وقتى انسان مريض شد بايد به طبيب مراجعه كند و طالب عافيت و طول عمر هم باشد ، چون اينها فى حدّ نفسه خير است ، ولى در هر حال بايد تسليم امر خدا باشد و دل به مقدّرات بدهد . و اگر احياناً موت او رسيد خندان باشد ؛ و نگاه برگشت به عالم طبيعت نكند ، و بر نعمتهاى از دست رفتهء آن گريان نباشد كه اين خطرى است بزرگ . ما كه به حمد الله و المنّة در مكتب تشيّع زيست مىكنيم ، و چون بزرگ چراغ پر فروغ « صحيفهء كاملهء سجّاديّه » را به پيروى از آن امام راستين در پيش رو داريم ، و در فقرهء پنجم از دعاى استخاره ( طلب خير ) كه دعاى سى و سوّم است به درگاه خداوند ابتهال داريم كه : وَ ألْهِمْنا الانْقيادَ لِما أوْرَدْتَ عَلَيْنا مِنْ مَشيَّتِكَ ؛ حَتَّى لا نُحِبَّ تَأْخيرَ ما عَجَّلْتَ ، وَ لا تَعْجيلَ ما أخَّرْتَ ، وَ لا نَكْرَهَ ما أحْبَبْتَ ، وَ لا نَتَخَيَّرَ ما كَرِهْتَ - الدّعاءَ .
« اى پروردگار ما ! به ما الهام بخش تا در برابر آنچه را كه از اراده و مشيّتت بر ما وارد