تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) (فارسى) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
هامش
- و در همان بيمارستان عمل جرّاحى كردند و چهار سنگ از كيسهء صفرا و يك سنگ از مجراى كلدوك بيرون آوردند ، و خود كيسهء صفرا را نيز درآوردند . و در قبل از ظهر روز پنجشنبه سوّم شهر رجب المرجّب از بيمارستان مرخّص كردند . مدّت اين كسالت يك اربعين شد بدون يك روز و يا يك ساعت كم و زياد . وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ ، و لَهُ الْحَمْدُ فِى الاولَى وَ الآخِرَةِ ، وَ ءَاخِرُ دَعْوانا أَنِ الحمدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمين . در آن زمان جناب صديق ارجمند آقاى دكتر حاج سيّد أبو القاسم حسينى همدانى رئيس روانپزشكى مشهد ، و آقاى دكتر حاج سيّد رضا فريد حسينى رئيس بيمارستان قائم ، و آقاى دكتر عبد العلى خوارزمى معاون بيمارستان كه از ساليان قبل مراتب مودّت و محبّت ميان ما و اين بزرگواران برقرار بود ، همگى متّفقاً براى عمل جرّاحى ، آقاى دكتر حاج محمّد توسّلى را توصيه نمودند و اضافه كردند كه : اين مرد ، پزشك متخصّص و متديّن است كه پزشكى خود را در فرانسه گذرانده است و سپس به كانادا مهاجرت نموده و با عيال و فرزندانش در آنجا توطّن گزيده است و داراى مطبّ شخصى و بيمارستان است . و اينك براى كمك به انقلاب اسلامى از همه چيز خود دست شسته و تك و تنها به ايران آمده است ، و با نداشتن منزل و حتّى تلفن ، و حتّى عدم مساعدت حكومت بأىّ نحوٍ كان ، شب و روزش را براى تعليم جوانان پزشكى به اصول جرّاحى و ايضاً به عمل نمودن سيل خروشان مجروحان جنگى كه تختهاى بيمارستان قائم را براى آنها خالى كرده و اختصاص به آنها داده‌اند ، ميگذراند . خودش به من گفت : چون انقلاب اسلامى در ايران پديد آمد ، من پيوسته در درونم ميل حركت به سوى اين كشور پيدا مىشد ولى تعلّل مىنمودم ؛ امّا چون جنگ تحميلى و تجاوز عراق به ايران پيدا شد ، ديدم توقّفم ديگر در كانادا غلط است ، و براى عمليّات جرّاحى بايد فوراً خودم را به كشور اسلام برسانم ؛ فلهذا آمدم . وى به حقير گفت : عمل كيسهء صفرا براى من ممكن است ولى بايد مشخّص شود كه انسداد صفراوى شما از سنگ است نه از چيز ديگر . و دستگاه سونوگرافى بيمارستان قائم خراب بود و در جاى ديگر نيز موجود نبود . بنابراين با شدّت و اوج كسالت ، دو روزه با طيّاره به طهران آمدم و عمل سونوگرافى در طهران انجام گرفت و در مراجعت فوراً ايشان عمل نمودند . . علّت استنكاف مؤلّف از رفتن به خارج جهت معالجه در طهران كه بودم بسيارى تأكيد و اصرار داشتند كه براى معالجه و يا عمليّه به خارج بروم . بعضى از دوستان مىگفتند : عمل كيسهء صفرا پس از عمل قلب ، عظيمترين عملى است كه در بدن انجام ميگيرد . يعنى متوجّه باشيد كه عمل ، عمل خطيرى است . بعضى