و عاقلتر و مؤمن ترند ، كه حكم قرار در خانه و عدم تصدّى حكومت و ولايت براى زنان پيامبر صلّى الله عليه و آله و سلّم و مختصّ به آنان باشد ؟ مضافاً بر اينكه مىبينيم كه در خانه ماندن در موارد عديده مثل عدم جهاد و جماعت ، تشييع جنازه و . . . ، كه لازمه در خانه ماندن است ، مختصّ به زنان پيغمبر صلّى الله عليه و آله و سلّم نبوده ، بلكه براى همه زنان جعل شده است .
علاوه بر تمامى اينها چه در زمان نبىّ اكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم و چه در زمان خلفاء حتّى يك مورد هم نيافتيم ، كه زنى امر به خروج از خانه و تصدّى حكومت ، رياست و قضاوت شده باشد . و عايشه چون به جنگ أمير المؤمنين عليه السّلام آمد ، در همان زمان مورد مؤاخذه و ملامت و تخطئه واقع گشت ، چه برسد به نسلهاى بعدى ، آن هم نه به خاطر جنگ با أمير المؤمنين عليه السّلام ، بلكه براى خروج از خانه كه براى زن جائز نيست ، مورد شماتت قرار ميگيرد .
تكيه أمير المؤمنين و صحابه در توبيخ عايشه براين كه چون زن است نبايد خروج كند
أمير المؤمنين عليه السّلام - چنانچه در « جمهرة رسائل العرب » مذكور است و از « الامامة و السياسة » نقل شده - به عايشه نامهاى مينويسد و ميفرمايد :
« امّا بعد تو در حالى كه خدا و رسول را به خشم آوردى از خانه بيرون شدى ، و چيزى را ميجوئى كه از تو برداشته شده ، زنان را با جنگ و اصلاح بين مردم چكار ؟ آيا تو طلب خون عثمانى ميكنى ؟ قَسَم به جان خودم آنكس كه ترا هدف تير بلا قرار داده ، و به اين گناه بزرگ وادار كرده ، گناهش بزرگتر است از قاتلان عثمان . تو خشمگين نشدى ، مگر آنكه خشم ديگران را برانگيختى ! و به هيجان نيامدى مگر آنكه ديگران را به هيجان آوردى ، از خدا بترس و به خانه ات بازگرد » . « 1 »
و عايشه با همه تيزهوشى و زرنگى ، پاسخى نداشت كه براى علىّ عليه السّلام بنويسد جز آنكه به وى نوشت : « كار از عتاب و سرزنش بالاتر است و السّلام » . « 2 »
و امّ المؤمنين أُمّ سَلَمه به وى نامه نوشت و با آيات قرآن با وى احتجاج كرد ، و به او ثابت نموده كه بر او لازم است كه در خانه بنشيند ، چنانچه در « جمهره رسائل عرب » به نقل از شرح « نهجالبلاغه » ابن ابىالحديد و « عقد الفريد » و « الامامة و السّياسة » مذكور
هامش
( 1 و 2 ) « الجمهره » ج 1 ص 378 و ص 379 به نقل از « الإمامة و السياسة » ج 2 ص 55