تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله بديعه در تفسير آيه الرجال قوامون على النساء ... (فارسى) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
و مالك اشتر در وقتى كه عايشه در مكّه بود ، نامه‌اى از مدينه به وى نوشت : تو زوجه پيامبر خدائى صلّى الله عليه و آله و سلّم ، خداوند ترا امر كرد در خانه بنشينى ، اگر فرمان خدا را اطاعت كنى ، البتّه كه خير تو در آن خواهد بود ، و اگر بخواهى عصاى خود را بردارى ، حجاب از خويش بيفكنى ، و موهاى خود را بر مردم آشكار كنى ، با تو خواهم جنگيد ، تا تو را به خانه ات و جائى كه خدا بر تو مىپسندد ، باز گردانم . « 1 » و اميرالمؤمنين عليه السّلام پس از جنگ جَمَل نزد وى رفت ، و با چوب برهودج او زد و فرمود : « اى حميراء ! آيا پيامبر تو را به اين كار امر نمود ؟ آيا فرمان نداد كه در خانه بنشينى ؟ به خدا با تو بىانصافى كردند كسانى كه تو را از خانه بيرون كشيدند و زنان خود را در خانه نگهداشتند درحاليكه تو را آشكار ساختند » . « 2 » و پيش از اين گفته شد ، كه ابابَكره بر عدم جواز خروج عايشه به گفته پيغمبر صلّى الله عليه و آله و سلّم استدلال كرد ، كه : لَنْ يُفْلِحَ قَوْمٌ وَلَّوْا أَمْرَهُمْ امْرَأةً « ملّتى كه زمام كار خود را به دست زنى بسپارد رستگار نخواهد شد » . حتّى عبدالله بن عمر نيز وى را بر اين كار ملامت كرد ؛ و عايشه با همه فصاحت بيان ، جوابى نداشت و به وى پاسخ نداد كه براى اصلاح ميان امّت محمّد صلّى الله عليه و آله و سلّم بيرون شدم . و نگفت كه وجوب ماندن در خانه مختصّ است به وقتى كه بيرون آمدن زن از خانه ، مصلحتى اقوى از مصلحت خانه نشينى نداشته باشد . و نيز پاسخ نداد كه به فرياد مظلومان رسيدن و جهاد نزد خدا از حجاب بالاتر است . در اينجا بحث ما پيرامون حكومت ، قضاوت و ولايت زن به پايان ميرسد . و محصَّل كلام آنكه : هر كس در مسائل فكرى و اجتماعى خبرگى داشته باشد ، و دلش به نور فقه و احكام الهى روشن شده و به سيره و سنّت پيامبر
هامش
( 1 ) « جمهرة رسائل العرب » ج 1 ص 358 به نقل از « شرح ابن ابى الحديد » ج 2 ص 80 . ( 2 ) « مروج الذهب » ج 2 ص 367 .