مرحوم مجلسى اين حديث را در جلد هفتم « بحار الانوار » در باب « نياز شديد به حجّت » به چند سند از صدوق نقل مىكند و سپس گويد : اين خبر شريف با شرح آن در باب « فضل علم » گذشت . سپس بوجود اين خبر در كتب ديگرى مثل « محاسن » و « سرائر » اشاره مىكند و بعضى از فقرات آن را بيان مىنمايد . « 1 »
نگارنده : امّا در مورد سند حديث ، از بحث پيرامون آن بى نيازيم . خصوصاً با كثرت طرق آن به حدّى كه ميتوان آن را مستفيض ناميد . مضافاً به اينكه محتواى آن با آن معانى بديع و حقائق عالى و دقائق لطيف بر قلب كسى جز معدن ولايت و شاخه امامت صلوات الله عليه خطور نتواند كرد .
اما راجع به دلالت آن
مجلسى قُدِّس سِرُّه گويد : چون تا وقتىكه نوع انسان در زمين باقى است ، رشته علم و عرفان گسستنى نيست ، بلكه در هر زمانى وجود امامى براى حفظ دين لازم است حضرت كلام خود را با اين جمله استدراك نموده و استثناء مىزند :
« اللّهم بلَى » ، و در « نهج البلاغه » اينطور مذكور است : « آرى زمين از كسى كه با حجّت الهى به پا دارنده احكام او است خالى نخواهد ماند ، كه يا ظاهر و شناخته شده است و يا خائف و گمنام » .
و در « تحف العقول » به اين نحو آمده : « به پا خاسته با حجّت الهى ، كه يا ظاهر و مكشوف است ، يا خائف و تنها . تا حجّتهاى الهى باطل نگردند و راويان كتابش از بين نروند » .
امام ظاهر و مشهور ، مانند امير المؤمنين عليه السّلام ، و خائف و پنهان مانند حضرت ولىّ عصر عجَّل الله فَرَجه در زمان ما و مانند بقيّه ائمّه عليهم السّلام كه در پرده تقيّه و خوف پنهان بودند . و محتمل است كه باقى ائمّه جزو قسم ظاهر و مكشوف محسوب
هامش
( 1 ) « بحار الانوار » چاپ كمپانى ، ج 7 ، ص 10 و 11