و جدّ ما « 1 » مرحوم علّامه محمّد باقر مجلسى نيز در جلد اوّل « بحار الانوار » در باب اصناف مردم در علم و ارزش محبّت علماء ، اين روايت را از « خصال » ، « تحف العقول » ، « الغارات » و « نهج البلاغه » نقل نموده ، و بر آن شرحى مبسوط و سودمند نگاشته ، و در پايان گفته : ما شرح مختصرى بر اين روايت زدهايم كه اندكى از بسيار است . زيرا فائده آن براى طالبين بسيار مىباشد ، و سزاوار است كه هر روز با ديده يقين در آن بنگرند . و مقدارى از فوائد آن را در كتاب « امامت » ان شاء الله توضيح خواهيم داد . « 2 »
هامش
( 1 ) والده پدر ما ، عالم نحرير مرحوم سيّد محمّد صادق حسينى طهرانى اعلى الله مقامه ، همشيره علّامه خبير ، مرحوم ميرزا محمّد طهرانى شريف عسكرى اعلى الله مقامه الشريف ، صاحب كتاب نفيس « مستدرك البحار » بوده است .
بنابراين مرحوم ميرزا محمد طهرانى دائى پدر ما محسوب مىشود . و والده مرحوم ميرزا محمّد كه جدّه بزرگ ما مىباشد از نوادههاى عالم بزرگوار ، مرحوم ميرزا محمّد صالح حسينى خاتون آبادى داماد علّامه مجلسى بوده ، كه دختر او فاطمه بيگم را تحت حباله نكاح خود داشت ، و لذا علّامه مجلسى جدّ اعلاى ما از طرف مادرى مىباشد .
محقّق مدقّق عالم فاضل حاج ميرزا ابوالحسن شريف عسكرى پسر دائى پدر ما ، مرحوم ميرزا محمد نقل كردند ، كه مرحوم ميرزا محمّد طهرانى كراراً در مدّت حيات خود ميفرمودند كه : ما از اولاد مرحوم مجلسى هستيم . و ايشان ميفرمودند : يكى از اجداد ما هنگاميكه در معيّت قافلهاى براى زيارت مرقد مطهّر حضرت رضا عليه السّلام در حركت بود ، قافله آنها مورد هجوم تركمنها واقع شد ، و آنها تمام اثاثيّه قافله را غارت كردند ، منجمله قرآنى بود كه مرحوم مجلسى براى قرائتِ روزانه از آن استفاده مىنمود . و از او نقل ميكرد : بر اثر بردن اين قرآن غم و اندوه بسيارى بر من عارض گشت ، چون اين قرآن را خداوند از مرحوم مجلسى به يادگار در خانواده ما قرار داده بود . و ايشان ( ميرزا أبو الحسن شريف عسگرى ) نقل ميكردند : در بروجرد سادات طباطبائى از نوادههاى آمنه بيگم دختر مجلسى اوّل هستند ، و من هر وقت خدمت آيه الله بروجردى رضوان الله عليه ميرسيدم ميفرمودند : ما از طرف مادر با هم نسبت داريم ، و شما از پسر دائىهاى ما هستيد .
( 2 ) « بحار الانوار » چاپ كمپانى ، ج 1 ، ص 59 تا 61 .