مى ميرد به مردن حاملان علم .
ولى زمين از كسى كه با حجّت براى خدا قيام كند خالى نخواهد ماند ، كه يا ظاهر و مشهور است ، يا خائف و گمنام . تا حُجَجَ الهى باطل نگشته و بيّنههاى خداوند از بين نروند . و چقدر كماند اينان ، و كجايند آنها ؟
اينان به خدا قسم از نظر تعداد در اقليّت ، و از نظر مقام در بزرگترين درجهاند . خداوند بوسيلهء آنها حجّتها و بيّنات خود را حفظ مىكند ، تا آنها را به افرادى نظير و مانند خود بوديعه نهند . و در دل همانند خود كشت نمايند . علم و دانش حقيقى از روى بصيرت بر آنها هجوم آورده است ، و به آرامش يقين دست يافتهاند ، و آنچه را كه ناز پروردگان دشوار ميدانند ايشان سهل و آسان ميشمرند ، و به آنچه جاهلان از آن وحشت دارند انس گرفتهاند ، بدنهايشان در اين دنيا ، ولى ارواحشان در ملكوت اعلى سير مىكند .
و اينانند خلفاء خداوند در زمين ، و دعوت كنندگان به دين او . آه ، آه ، كه چقدر مشتاق ديدارشان هستم . سپس حضرت فرمود : ديگر صحبتى نيست ، اگر ميخواهى برو » . « 1 »
اين حديث شريف را شيخ صدوق در « خصال » با سند خود از أبى الحسن محمّد بن على بن شاه نقل مىكند كه او گويد : براى ما روايت كرد أبو إسحاق خواصّ ، از محمّد بن يونس كريمى ، از سفيان وكيع ، از پسرش ، از سفيان ثورى ، از منصور ، از مجاهد ، از كميل بن زياد . با اين تفاوت كه بجاى جمله « اى كميل علم مرامى است پسنديده كه مردم از آن اطاعت ميكنند » جمله « اى كميل محبّت عالِم روشى است كه انسان از آن پيروى مىكند . كه در دنيا بواسطه آن كسب طاعت نموده و پس از مرگ نام نيكى به دست مىآورد ، پس سود مال با از بين رفتن آن از بين ميرود » را آورده است . و بجاى جمله « تا با حجّتهاى الهى بر بندگان مقرّب او فخر
هامش
( 1 ) « نهج البلاغه » باب حِكَم ، چاپ عبده مصر ، ص 171 تا 174 .