و ميگويد : براى او كتابى در دست است . و نجاشى او را شخص شاعر و اديبى معرّفى نموده ، و گويد : در رى ساكن بوده و در همانجا وفات كرده ، و كتابى در « تقيّه » از او باقى مانده است . « 1 »
و علىّ بن داود يعقوبى نزد فقهاى شيعه شخصيّت معروفى است . « 2 »
همچنين عيسى بن عبد الله بن محمّد بن عمر بن امير المؤمنين عليه السّلام را شيخ در « رجال » خود از اصحاب امام صادق عليه السّلام شمرده و در « فهرست » هم از او نام برده است . و نجاشى در « رجال » خود از او ياد نموده و كتابى را به او نسبت داده كه جماعتى آن را روايت ميكنند . « 3 »
و امّا دلالت خبر
چون به فقهائى كه حديث پيغمبر را روايت ميكنند ، نسبت خلافت داده شده ، ميتوان از آن استدلال كرد كه آنها به ولايت و قضاوت و افتاء منصوب شدهاند . زيرا ظاهر خلافت ، جانشينى است . يعنى قيام فقيه در مقام نبىّ ، كه شامل همه مزايا و خصائص و مناصب نبىّ مىشود ، مگر چيزهائى كه با دليل خارج شده باشد ، مانند خصائص امامت .
ولايت فقيه در نهج البلاغه
4 - در نهج البلاغه از كلام حضرت به كميل بن زياد نخعى :
كميل گويد : امير المؤمنين عليه السّلام دستم را گرفت و مرا به بيابان برد . سپس نفسى عميق برآورد و فرمود : « اى كميل ! اين دلها ظرفهائى هستند كه بهترين آنها پر ظرفيّتترين آنها است ؛ پس آنچه گويم حفظ نما .
مردم بر سه دستهاند : عالم ربّانى ، متعلّم در راه نجات ، و دسته سوّم
هامش
( 1 ) « قاموس الرجال » ج 3 ص 343 .
( 2 ) « قاموس الرجال » ج 3 ، ص 486 .
( 3 ) « قاموس الرجال » ج 7 ، ص 275 .