« قضاياى ما » آورده . « 1 »
و محمّد بن حرّ عاملى در « وسائلالشّيعه » از محمّد بن حسن ( شيخ طوسى ) با سند خود از محمّد بن على بن محبوب ، از احمد بن محمّد ، از حسين بن سعيد ، از ابى جهم ، از ابى خديجه نقل مىكند ، كه ميگويد : امام صادق عليه السّلام مرا بهسوى اصحاب ما ( شيعيان ) فرستاد و فرمود : « به ايشان بگو : اگر خصومتى بين شما پديد آمد و يا اختلافى در ميان شما پيدا شد ، مبادا به يكى از اين قضات جور و ظلم مراجعه كنيد . بلكه مردى را از ميان خود ( شيعه ) كه حلال و حرام ما را ميشناسد ، حَكَم قرار دهيد ، و قضاوت را نزد او ببريد . كه من او را بر شما قاضى قرار دادم . و مبادا كه همديگر را براى محاكمه به نزد سلطان ظالم ببريد » . « 2 »
كَنْى اين روايت را در « قضا » ى خود ذكر كرده « 3 » ، و قسمتى از آن را نراقى در « مستند » آورده است . « 4 »
ناگفته نماند كه صاحب « مستند » اين دو روايت را صحيح دانسته ، و سپس گويد : توصيف اين دو روايت به عدم صحّت - با اينكه اين سخن در نزد ما ضررى به حديث نميرساند ، با توجه به اينكه در اصول معتبره ذكر شدهاند ، و با اجماع محقّق مستفيض جبران ميشوند ، و نيز با توجّه به اينكه در « مسالك » گفته : اين دو حديث و مقبوله بين اصحاب مشهور است ، و علماء در عمل به مضمون آن متّفقند - صحيح نيست ، زيرا روايت اوّل را شيخ صدوق در كتاب « الفقيه » خود از أحمد بن عائذ ،
هامش
( 1 ) « الفقيه » ج 3 ص 1 و 2 كتاب « قضاء .
( 2 ) « وسائل الشيعه » ج 3 باب 11 از أبواب صفات قاضى ، ص 385 از چاپ بهادرى .
( 3 ) « قضاء » كَنى ص 12 و 13
( 4 ) « مستند » ج 2 ص 516 . ولى در آنجا بهجاى لفظ « تدارى » ، « ترادى » آمده ، همچنين در « قضاء » كَنى .