بين مردم حكم نمائى ، پس طرفدارى از خائنان مكن » .
و استدلال به اين آيه نيز موقوف است بر انحصار لزوم تبعيّت از حقّ و عدم واسطه بين حقّ و باطل ، به دليل آيه :
فَما ذا بَعْدَ الْحَقِّ إِلَّا الضَّلالُ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ .
« 1 »
« آيا بعد از حقّ جز گمراهى طريق ديگرى نيز هست ؟ پس به كجا ميرويد ؟ »
بنابراين حكم بين مردم ، آنطور كه خدا نشان ميدهد و مىنماياند ، فقط همان حكم به حقّ است كه هرگز باطلى به آن آميخته نباشد . و خداوند چنين حكمى را مترتّب بر فرستادن قرآن بر قلب پيامبر اسلام كرده است .
پس در آيه ، نزول كتاب بر قلب پيامبر اكرم - كه گيرنده وحى و در بردارنده اسرار الهى ( لاهوتى ، جبروتى ، ملكوتى ) است - علّت حكم بين مردم به آنچه خدا مىنماياند شده است كه همان حقّ است .
5 -
كانَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ وَ أَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ .
« 2 »
« مردم همگى تابع يك مرام ( ساده و بدون اختلاف ) بودند پس خداوند پيامبران را براى بشارت و انذار فرستاد و كتاب را به حقّ با ايشان نازل نمود ، تا ( آن كتاب ) بين مردم در آنچه اختلاف نمودهاند حكم كند .
استدلال به اين آيه مانند آيه قبلى است .
6 -
وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتابِ وَ مُهَيْمِناً عَلَيْهِ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَهُمْ عَمَّا جاءَكَ مِنَ الْحَقِّ .
« 3 »
« ما قرآن را به حقّ بر تو فرستاديم ، كه كتب الهى را تصديق نموده ، بر آنها تسلّط و سيطره دارد . پس ميان مردم به آنچه خدا فرستاده حكم نما ، و از هواهاى
هامش
( 1 ) آيه 32 ، از سوره 10 : يونس .
( 2 ) آيه 213 ، از سوره 2 : البقره .
( 3 ) آيه 48 ، از سوره 5 : المآئده .