تخطي إلى المحتوى الرئيسي

توحيد علمى و عينى در مكاتيب حكمى و عرفانى ( به ضميمه تذييلات) (فارسى) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
مثالى است ؛ و در عالم عقل به وجود عقلى . و در عالم أسماء و صفات بما هى من الاسماء و الصِّفات . پس حقيقت در جميع مراتب محفوظ ؛ و تبدّلات در أنحاء وجود است . هر لحظه به شكلى بت عيّار بر آمد . پس عناوين و لوازم و توابع منسلخ خواهد شد و حقيقت محفوظ . و تمام موجودات من البدء الى الختم أسماء و شئونات إلهيّه‌اند . وَ بِأسْمَائِكَ الَّتى مَلَات أركانَ كُلِّ شَىءٍ . و مراد حقير به عالم خاصّ عالم خفى است ، كه متأخّر است از عالم علم ، نه نسبت به مقام علم ذاتى ، بلكه نسبت به مراتب مذكوره . نظير تقدّم مراتب مذكورهء در صدور أفعال اختياريّهء از ما كه مسبوق است صدور آنها به ملكات و شئونات نفس ، ثمّ التعقّل ، ثمّ التصوّر ، ثمّ الإيجاد فى الخارج . و چون مراتب سابقه قائم به نفس است ، وجود آن شىء در خارج نخواهد بود . و چون در مرحلهء ملكات بما هى ملكات النفس ملحوظ است ، تعبير از او به هَيئات الأشياء نتوان كرد . لهذا در نوشتهء سابقه عرضه داشته بودم كه : مراد به مقام علم در عبارت نه مقام ذات است ، و نه مقام أسماء و صفات ؛ بلكه احتياطاً عرض كرده بودم و نه مقام جمع ؛ چون تميز در آن ملحوظ نيست . و أمّا در مرتبهء ديگر ، أشياء بما هى أشياءٌ متعقّل و متصوّر خواهد بود ؛ لكن نه بوجودها الخارجى ؛ بل بوجودها علماً . و ازاين‌جهت تعبير از او به وجود علمى كرده شده بود . و امّا تبدّل خصوصيّت خاصّ بخصوصيّت علميّه ، پس لا بدّ است در هر علمى ؛ نه آنكه چون بما هو خاصّ حاضر نيست ، پس معلوم نيست . قوله : « منها آنكه نبودن معلول » الخ . سبحان الله ! اين عبارت براى كيفيّت بودنِ علم در آن مرتبه است ، نه براى نبودن علم در آن مرتبه . بلى معروض داشته شده بود كه : در آن مرتبه اشياء بما هى اشياء ملحوظ نيست ؛ بل الملحوظ هناك شئوناته . و ازاين‌جهت عرضه داشته بودم كه : مراد از مقام علم به اشياء ، اين مقام هم منظور نيست . چون عنوان أشياء در آن مقام نيست . و استثناء مراتب به جهت آن است كه : كلام در وجود أشياء بود ؛ و در اين مراتب مستثناة با ماهيّات أشياء بما هى أشياءٌ نيست ؛ بل وجودها بما هى وجودها . نه آنكه علم الهى منحصر به اين مرتبه باشد ؛ و إلّا جميع مراتب وجود ، مراتب علم إلهى است ؛ بلكه مراتب