مذاق عرفان است ؛ تفسير فرمودهاند . رحمة الله عليهم أجمعين .
بيان زحمات مؤلّف براى تهيه نسخهء صحيح
و أما راجع به صحّت عبارات و ألفاظى كه از اين چهارده مكاتبه در اين كتاب ملاحظه مىشود ، اجمال زحمتى را كه اين بنده متقبّل شدهام ، از اين قرار است : بنده در وقت اشتغال به تحصيل در حوزهء مقدّسه علميّهء قم ، و تدريس متون و تذييلات آن ، از مرحوم آية الله استاد فقيه نبيه علّامهء طباطبائى قدّس الله سرّه الشريف ، يك نسخه به خطّ خود براى مطالعه و نگهدارى از روى نسخهء يكى از أحبّه و أعزّهء دوستان نوشتم . ولى چون آن نسخهء اصل مغلوط بود ، ناچار نسخهء حقير مغلوط بود به غلطهائى كه چه بسا مغيّر معنى نبود ؛ مثل عبارت « انتشاء » با همزهء آخر كه در همه جاى آن « انتشار » با راء ضبط شده بود ؛ و چه بسا مغيّر معنى بود ، مثل عبارت « بى پرده » كه در آنجا « پى نبرده » آمده بود ؛ و أمثال اين گونه غلطها فراوان بود . و علاوه بر اين در بعضى جاها عبارت به تمام معنى الكلمه نامفهوم بود ؛ و معلوم بود جاافتادگى و سقط دارد . و در بعضى از جاها عبارت معناى مخالف مقصود را مىداد ؛ و معلوم بود كه مثلًا بايد از مرحوم شيخ باشد ؛ و آن در نامه و مكاتبهء مرحوم سيّد آمده بود . اين گذشت تا وقتى كه حقير از نجف اشرف مراجعت كردم . در صدد تهيّه نسخهء صحيحى براى خود برآمدم ، و نسخهء خود استاد هم نزدشان نبود . و چون جويا شدم ، فرمودند : مدّتهاست بردهاند ، و نياوردهاند . و نمىدانم هم چه كسى برده است ؟ ! به هر حال از يكى از دوستان كه گفت : نسخهء من بالنسبه نسخهء خوبى است ، باز از اوّل تا به آخر ، يك نسخهء ديگر به خطّ خود نوشتم - كه اينك در نزد حقير دو نسخهء خطّى به خطّ خود موجود است - اين نسخه نسبة خوب بود ؛ ولى معذلك خالى از أغلاط نبود ، و در عين حال بعضى از مواقع سقط و جاافتادگىها را نيز نشان نمىداد . و حقير هم نمىخواستم از روى نظريّهء خود ، و از قرائن ، عبارات را تصحيح كنم . بلكه مقيّد بودم عين كلمات اين دو بزرگوار را بياورم . حتّى در واو يا فائى تغيير ندهم . فلهذا در اين ايّام كه آمادهء طبع اين مجموعهء نفيس بوديم ، دو نسخهء ديگر از دوستان ارجمند تهيه كردم ؛ آنگاه با كمال مشقّت ، و در عين حال دقّت ، ميان آن دو نسخه دست نويس به خط خود ، و اين دو نسخهء اخير كه مجموعاً چهار نسخه گرد آمده بود ، مقارنه و