تخطي إلى المحتوى الرئيسي

توحيد علمى و عينى در مكاتيب حكمى و عرفانى ( به ضميمه تذييلات) (فارسى) — صفحة 306

مساهمون:

ص٣٠٦
السَّاعَةِ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ .
« 1 » و مانند آيه :
وَ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِيٌّ مِنَ الذُّلِّ وَ كَبِّرْهُ تَكْبِيراً
. « 2 » و مانند آيه :
وَ لَهُ ما سَكَنَ فِي اللَّيْلِ وَ النَّهارِ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ
. « 3 » و نظير اين آيات بسيار است كه با مضامين مختلفى انحصار مِلك را به خداوند مىدهند . و معلوم است كه مفاد اين مِلك ، اين مِلكيّت اعتبارى موهومى كه در نزد مردم متعارف براى جريان امور دنيوى اعتبار مىكنند ، نمىباشد ؛ بلكه معناى مِلكيّت در اين آيات ، نسبت حقيقيّه است . و نسبت حقيقيه متحقّق نمىشود ، مگر آنكه منسوب نسبت به منسوب إليه وجوداً و ذاتاً قيام داشته باشد . و بنابراين تمام موجودات در حاق ذات و اصل وجودشان ، قيام به حضرت حقّ تعالى دارند ؛ گرچه اين نسبت‌ها و اعتبارات براى اكثر از مردم پوشيده است .
وَ ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما لاعِبِينَ * ما خَلَقْناهُما إِلَّا بِالْحَقِّ وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ
. « 4 »

لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْوَاحِدُ الْقَهَّار

و كسى كه در راه خدا ، و در صدد رجوع به خدا ، و اشراف بر عالم قدسى است ؛ بالعيان مشاهده مىكند كه : اين امِورى كه در بين مردم دنيا متعارف است ، از مقاصد دانيه ، و آرزوهاى برآورده نشدنى و بى ارزش ، و رياست و سلطنت و تقدّم و ، تأخّر ، و أنساب ، و أحساب ، و غيرها ، همه امور اعتباريّهء موهومه و ملاعب و ملاهى است كه بشر خود را بدان مشغول كرده ؛ و با اشتغال بدانها از عالم قدس و حقيقت محروم ؛ و از اصالت و ثبات و عالم بقاء دور انداخته است ؛ و به واسطهء حجاب از حقّ به باطل گرائيده است ؛ و چون عمرى سپرى شود ، و حقايق مكشوف گردد ، معلوم مىشود كه : به أوهامى مشغول بوده ؛ و حقايقِ اين نسب و اضافات ، أنحاء كيفيّت قيام ذوات موجودات ، به حضرت حقّ عزّ اسمه بوده است ، كه آن قيام ، قيام حقيقى و به ذات حقّ مرتبط بوده است . آنگاه مشهود مىشود كه :
لِمَنِ
هامش
( 1 ) آيه 85 ، از سورهء 43 : زخرف . ( 2 ) آيه 111 ، از سورهء 17 : إسراء . ( 3 ) آيه 13 ، از سورهء 6 : انعام . ( 4 ) آيه 38 و 39 ، از سورهء 44 : الدّخان .