تخطي إلى المحتوى الرئيسي

توحيد علمى و عينى در مكاتيب حكمى و عرفانى ( به ضميمه تذييلات) (فارسى) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
آن اصرار دارند . و بر اساس اين برهان كه براى وحدت وجود ، وحدت حقّه و صرفه ، اقامه شد ، عند التأمّل و الدِّقَّة ، لازمه‌اش إنكار وجود از ساير موجودات نيست ؛ و پيوستن به گروه سوفسطائيه را در پى ندارد ؛ و لزوم اتّحاد و يا حُلُول در بين موجودات نمىگردد . بلكه أصالت و توحيد در سراسر موجودات بوجودها ، لا بعناوينها و ماهيّاتها متحقّق است ؛ و آنچه اعتبارى و باطل است ، انتساب به ماهيّات ، و در حقيقت نفس ماهيّات است . هر موجودى از موجودات ذاتاً و حقيقة موجود است به واسطهء خود ؛ ولى اصل وجود موجود است بذاته . يعنى بدون واسطهء وجود .

حركت كشتى ، واسطهء در عروض است براى حركت سرنشنيان آن ، نه واسطهء در ثبوت

و بنابراين نسبت وجود براى اصل وجود ، و براى موجودات ، همچون نسبت حركت براى كشتى است ، و حركت براى كسى است كه در كشتى نشسته است . حركت در هر دوى از آنها مشهود است ؛ و ليكن براى كشتى حركت ذاتى است ؛ و براى شخص نشستهء در آن عرضى است . كشتى خودش متحرّك است ذاتاً ؛ و شخص نشستهء در آن متحرّك است بالعَرَض و به تبع آن . و يا نسبت وجود به وجود ، و به موجودات ، همچون نسبت روشنائى چراغ است كه حسّ انسان در وهلهء اوّل ، در بادى نظر ، آن را به شيشهء چراغ نسبت مىدهد ؛ و بعد از تأمّل و دقّت مىيابد كه : آن چيز نور دهنده و روشن كننده ، شعله است ؛ و شيشه پوششى است كه روى شعله واقع شده است . و بنابراين درخشش اوّلًا و بالذّات از آن شعله است و ثانياً و بالعَرَض از آنِ شيشه و حُباب است .
اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكاةٍ فِيها مِصْباحٌ الْمِصْباحُ فِي زُجاجَةٍ الزُّجاجَةُ كَأَنَّها كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ
. « 1 »
هامش
( 1 ) آيه 35 ، از سورهء 24 : نور .
توحيد علمى و عينى در مكاتيب حكمى و عرفانى ( به ضميمه تذييلات) (فارسى) — صفحة 304 | السيد محمد حسين الطهراني