در اين إطلاق هيچ كَشفى و عقلى و فهمى نرسد .
وَ يُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ
« 1 » اين جاست .
اى سَيِّد ! مقصود همين است كه وَهْم دوئى بر خيزد ؛ و تو نمان ؛ و او بماند و بس . همه أنبياء و أولياء بر اين اتّفاق كردهاند ؛ و در كتب الهيّه ، و حديث ، و كلمات أولياء دلائل اين بسيار است . « 2 »
ما يتقرّب إلىَّ عبدٌ من عبادى أحبّ ممّا افترضته عَلَيه
آنچه را كه اخيراً در اينجا آورديم ، از رفع حجاب دوبينى ، و مشاهدهء نور توحيد حضرت حقّ ، مفاد و محصّل روايتى است كه با أسناد مختلف شيعه و عامّه از رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم روايت نمودهاند كه : خداوند تعالى مىفرمايد :
مَا يَتَقَرَّبُ إلَىَّ عَبْدٌ مِنْ عِبَادِى ، بِشَىءٍ أحَبَّ إلَىَّ مِمَّا افْتَرَضْتُهُ عَلَيْهِ . وَ إنَّهُ لَيَتَقَرَّبُ إلَىَّ بِالنَّوافِلِ حَتَّى احِبُّهُ ؛ فَإذَا أحْبَبْتُهُ كُنْتُ سَمْعَهُ الَّذِى يَسْمَعُ بِهِ ، وَ بَصَرَهُ الَّذِى يَبْصُرُ بِهِ ، وَ لِسانَهُ الَّذى يَنطِقُ بِهِ ، وَ يَدَهُ الَّتى يَبْطِشُ بِهَا ، إن دَعانى أجَبْتُهُ ، وَ إنْ سَأَلْنى أعطَيْتُهُ . « 3 »
هامش
( 1 ) اين عبارت در دو جاى از قرآن كريم آمده است : اوّل در آيه 28 ، از سورهء 3 : آل عمران :وَ يُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَ إِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ .دوّم نيز در آيه 30 از سورهء 3 : آل عمران : ويُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ .( 2 ) منتخباتى از رساله « نور وحدت » ، تصنيف خواجه عبد الله معروف به خواجه حوراء ملقّب به مغربى كه با مجموعهاى از رسائل ديگر در يك جا به نام « عوارف المعارف » تجليد شده است ص 7 تا 11 و أيضاً ص 30 .
( 3 ) اين حديث مبارك از روايات مشهورى است كه از رسول الله صلّى الله عليه و آله و سلّم روايت شده است . كلينى در « اصول كافى » ، ج 2 ص 352 با سه سند مختلف كه دو تاى از آنها به حضرت صادق عليه السّلام منتهى مىشود ؛ و يكى به حضرت باقر عليه السّلام ، و نيز برقى در « محاسن » از عبد الرحمن بن حماده ، از حنان بن سدير از حضرت صادق عليه السّلام روايت نموده است ، و بخارى در كتاب « رقاق » ص 38 از رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم آورده است ، و غزالى در « إحياء العلوم » در كتاب محبّت و شوق به خدا آورده و شيخ نجم الدين رازى در « مرصاد العباد » ، در ص 208 و در ص 321 به عنوان شاهد و دليل ذكر نموده است و مرحوم آية الحق و العرفان : حاج ميرزا جواد آقاى ملكى تبريزى رضوان الله عليه در كتاب « لقاء الله » گفتهاند : اين حديث متفق عليه بين همهء أهل اسلام است . و عارف مشهور ابن فارض مصرى در ديوان خود ص 113 در ضمن تائية كبرى از بيت 719 تا بيت 724 گويد :و جاء حديثُ فى اتّحادى ثابتٌ * روايته بالنقل غير ضعيفة
بشير بحبّ الحقّ بعد تقرّب * إليه ينفل أو أداء فريضة
و موضع تنبيه الاشارة ظاهر * بكنتُ له سمعاً كنور الظهيرة