است ؛ حقيقتى در خارج ندارد ؛ آنچنانكه گفته شود : وَ اللهُ مَعَ اللهُ . « 1 »
حقيقة : وجوب وجود ، وحدت واجب را ذاتى است ، كه قلب حقايق ممتنع است ، و تغيير و تبديل به هيچ وجه و اعتبار به حضرت ذات مقدّس او راه نيست ؛ و هو الآن على ما عليه كان . « 2 »
قاعدة : يگانگى ذاتى كه ذات لذاته ، اقتضاى انتفاء غير كند ، جز هست حقيقتى را نيست . و اين يگانگى مُسَمَّى است به أحَدِيَّت . كه يگانگى مجرّد يُوَد از نِسَبْ و اضافات ، تا غايتى كه منزّه بود از مفهوم آن الفاظ ؛ و آن نفىِ مفهوم اين ألفاظ .
و از جملهء مفهومات و يگانگى صفات كه ذات در صفات الوهيّت نفىِ مماثل و مشاركت را كند ، مُسَمَّى است به وَحْدانيّت ، همچنان مخصوص است به هستى ؛ و در حقيقت مغايرت ميان دو مرتبه نيست ، ليكن نسبت به مفهوم فرموده ؛
وَ إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ
. « 3 »
حقيقة : ممكن أمرى است اعتبارى كه عقل بر وفق خويش از ادراك وجود و عَدَم بهم در ذهن تركيب كند ؛ و چون به نهايت طور خويش رسد كه مبدأ طور كشف است ، حكم كند بر آنكه : اعتباريّات را در خارج وجودى نيست .
إِنْ هِيَ إِلَّا أَسْماءٌ سَمَّيْتُمُوها أَنْتُمْ وَ آباؤُكُمْ
« 4 » « 5 »
أشعار حكيم سبزوارى ، در وحدت حقّ متعال
اى بِرَه جُستجوى ، نَعره زنان دوست دوست ! * گربه حَرَم وَر به دير كيست جز او ؟ اوست اوست
پرده ندارد جمال ، غيرِ صفات جلال * نيست بر اين رُخ نِقاب ، نيست بر اين مَغز پوست
جامه در آن گل از آن ، نعره زنان بلبلان * غنچه بپيچد به خود ، خون به دِلش تو به توست
دَم چو فرورفتهاست . هُوست چون بيرون رود * يعنى ازو در همه هر نَفسىهاى و هُوست
يار به كوى دل است ، كوى چو سرگشته گوى * بحر به جُوى است ، و جوى اين همه در جستجوست
هامش
( 1 ) اين جمله مضمون روايتى نيست ؛ شايد گفتار خودش باشد .
( 2 ) در « جامع الاسرار » در دو جا : اوّل در ص 56 و دوّم در ص 696 اين كلام را به بعضى از عارفين از امّت رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم نسبت داده است . و ما در تعليقهء ص 114 و ص 115 در ضمن مكتوب چهارم سيّد قدّس الله سرّه ، مفصّلًا از اين عبارت گفتگو نمودهايم ، و روشن شده كه مراد او از بعض از عارفين امّت رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم حضرت أبو الحسن أبو ابراهيم موسى بن جعفر عليهما السّلام مىباشند .
( 3 ) آيه 163 ، از سورهء 2 : بقره :وَ إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحِيمُ .( 4 ) آيه 23 ، از سورهء 53 : نجم .
( 5 ) اين حقيقتها منتخباتى است از رسالهء « حق اليقين » شيخ محمود شبسترى ص 31 تا ص 36 از مجموعهاى كه در تحت عنوان و به نام « عوارف المعارف » به طبع رسيده است .