تخطي إلى المحتوى الرئيسي

توحيد علمى و عينى در مكاتيب حكمى و عرفانى ( به ضميمه تذييلات) (فارسى) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦
لا إِلهَ إِلَّا هُوَ
است . آن جا
شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ
« 1 » است . آنجا
أَ وَ لَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ
« 2 » است . آنجا مقام و مشهد رَأَيْتُ رَبِّى بِعَيْنِ رَبِّى است . « 3 »
ديده‌اى وام كنم از تو به رويت نگرم * چونكه شايستهء ديدار تو نبود نظرم « 4 »
در آنجا اين معانى مشهود ، و نياز به توجيه و تأويل ندارد ، كه :
يكى هست ، و هيچ نيست * جز او واحده لا إله إلّا هو « 5 »
حقيقة : ذات هستى اقتضاى يگانگى مطلق كند ، كه غير هستى نبود .
شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ .
« 6 » حقيقة : ذات هستىِ ديگر كه غير هستى است ، بر هستى مقدّم نيست ؛ كه تقدُّم الشّىء على نفسه لازم آيد . پس هستى واجب يگانه بود ، لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فِى الآخِرَة وَ الاولَى . « 7 » حقيقة : با هستى نيست در نسازد كه ضِدِّين أند . نه هست و نه نيست ، يعنى امكان اعتبارى
هامش
( 1 ) آيه 18 ، از سورهء 3 : آل عمران . ( 2 ) آيه 53 ، از سورهء 41 : فصّلت . ( 3 ) روايت مرسل از رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم كما فى « جامع الاسرار » سيّد حيدر آملى ص 299 و ص 300 . ( 4 ) از « ديوان مغربى » ص 94 و به دنبال اين بيت گويد :چون ترا هر نفسى جلوه به حسنى دگر است * هر نفس زان نگران در تو به چشمى دگرم توئى از منظر چشمم نگران بر رخ خويش * كه توئى مردمك ديده و نور بصرم هر كه بى رسم و اثر گشت به كويش پى برد * من بى رسم و اثر ناشده پى مىنبرم تا زمن هست اثرى از تو نيابم اثرى * كاشكى در دو جهان هيچ نبودى اثرمتا آخر أبيات ( 5 ) . اين بيت از ترجيع بند معروف مرحوم سيّد أحمد هاتف اصفهانى است كه داراى پنج بند است و در پايان هر بند آورده شده است . اين ترجيع بند ، از شاهكارهاى ادب عرفانى به شمار مىآيد و از نَوَد بيت متجاوز است . ( 6 ) آيه 18 ، از سورهء 3 : آل عمران . ( 7 ) با غير اين مضمون ، نه با اين عبارت در دو جاى از قرآن كريم آمده است : اوّل در آيه 70 از سورهء 28 : قصص :لا إِلهَ إِلَّا هُوَ لَهُ الْحَمْدُ فِي الْأُولى وَ الْآخِرَةِ .دوّم در آيه 25 ، از سورهء 53 : نجم :فَلِلَّهِ الْآخِرَةُ وَ الْأُولى .