كلام توحيد در مقام فناء كلّى است ، نه بعد از نزول آن
و ازاينجهت است كه مرحوم سيّد رضوان الله عليه ، در دو جا تصريح مىكند كه : كلام ما در توحيد ذات حقّ ، در مقام فناء مطلق و هو هويّت است ؛ و امّا در مقام رجوع و تنزّل ، تمام احكام كثرت به جاى خود باقى است :
اوّل در مكتوب سوّم كه مىگويد : « و غايت قصواى سالكان ، إسقاط اعتبارات و إضافات است ؛ و خروج از عالم پندار و اعتبار كه عالم غرور است ، به سوى حقيقت و دار القرار . و بناى تكلّم در هر يك از عوالم غير ذات ، حتّى الاسماء و الصّفات ، بلكه در ذات بعد مقابلتها بما سواه ، بر تنزل به عالم اعتبار و انصباغ به اوست و شرح و بسط كلام بما هو عليه من الاعتبار ، و أداءُ كلِّ عَالَم حَقَّه است ؛ و إلّا لزم الخلفُ » . انتهى .