منتفى است . و آن ، أضعف مراتب وجود است ، مانند معناى حرفى كه بالذات ملحوظ نمىشود ؛ و همانطور كه در موجودات به وجود نفسى متحقّق مىگردد ، در عدميّات نيز متحقّق مىشود ؛ مثل زَيد أعْمَى و عَمْروٌ امِّىُّ ؛ و همچنين در ممتنعات ، مثل اجتماع النَّقِيضَين مغايرٌ لاجتماع الضِّدِّين ، و شريك الواجب تعالى محال .
و محصّل اين گفتار در نقشهء زير ترسيم شده است :
. . .
اينك چون اين أقسام وجود معلوم شد « 1 » مىگوئيم : اين تقسيم در كَثَرات است ، و مرحوم صدر المتألّهين كه قائل به تشكيك در وجود بوده است ، اين تقسيم را فرموده است . و موجودات إمكانيّه و جميع أشياء را نسبت به ذات أقدس حقّ تعالى وجود رابط قرار داده است ؛ كه از خود هيچ نفسيّتى ندارند ، و استقلالى به هيچ گونه ندارند . و همانطور كه سابقاً گفتيم : معانى حرفيّه كه در اين عالم كَثَرات ، خداوند در قرآن كريمش از آنها به آيات و كلمات و أسماء تعبير فرموده است ، براى محجوبان است كه پرده و غشاء و غطاء حقيقت از برابر ديدگان آنها برداشته نشده ؛
فكشفنا عنك غطاءك فبصرك اليوم حديد
« 2 » براى آنها متحقّق
هامش
( 1 ) أستادنا الاعظم علّامهء طباطبائى قدّس سرّه در جزوهاى كه به نام « صدر المتألّهين » محمّد إبراهيم شيرازى مجدّد فلسفهء اسلامى در قرن 11 هجرى منتشر فرمودهاند ، در ص 7 ذكر كردهاند كه از جمله مسائل بسيارى را كه صدر المتألّهين خودش به ميدان آورده و از آن بحث نموده است و قبل از او سابقه نداشته و معهود نبوده است ؛ يكى تقسيم وجود به خارجى و ذهنى ؛ و يكى تقسيم وجود به مستقلّ و رابط ؛ و يكى تقسيم وجود بر لنفسه و لغيره مىباشد .
( 2 ) آيه 22 ، از سورهء 50 : ق :لَقَدْ كُنْتَ فِي غَفْلَةٍ مِنْ هذا فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ .