صفات ، و قوّه و استعداد ، و علم به مصالح و مفاسد ، و توان و قدرت بر انجام هر گونه كارى را كه بخواهد و اراده نمايد مرحمت فرموده است . و اين انسان ديگر از اين به بعد ، با اين سرمايههاى خدادادى ، از حيات ، و علم ، و قدرت ، و هر گونه اراده و اختيارى كه بكند ، از اوست ؛ و مستند به اوست ؛ و به خداوند استناد ندارد . استناد به خدا همان اصول علم و حيات و قدرت بر اعمال افعال و كارهاى ارادى بنده است ؛ ولى نفس اعمال كه مستند به اراده و اختيار بندگان است ، مستند به بندگان است ؛ و خداوند را در آنها اثرى نيست ؛ و گرنه جهنّم غلط بود ؛ و عذاب مردم عاصى و گنهكار ، عذاب مردم بدون استحقاق و بدون مبدأ و منشأ عذاب بود ؛ و خداوند رؤوف و رحيم و عَدْل و حكيم ، عذاب نمىفرمايد مگر كسانى را كه مستحقّ عذاب باشند ؛ و استحقاق ايشان تنها مستند به اختيار استقلالى ، و إرادهء بَدْوى از ناحيهء وجود ايشان ، و تراوشى از نفوسشان مىباشد .
مذهب أمرٌ بين الامرين
در مقابل اين دو دسته ، اهل توحيد و قائلين به أمرٌ بين الامرين ، و منزلة بين المنزلتين ، مىباشند كه انحصار در مكتب تشيّع دارد ؛ و باز كنندهء اين باب ، حضرت مولى الموحّدين أمير المؤمنين عليه السّلام ، و پس از ايشان در روايات باقرَيْن عليهما السّلام ، و حضرت امام علىّ بن موسى الرّضا و حضرت امام علىّ الهادى عليهما السّلام وارد شده است . و اين أعلامِ مذهب جِدّاً عقيدهء هر دو گروه را نفى كرده ؛ و آن را ظلم و شرك مىدانند .
انسان اختيار دارد ، و اختيار او عين اختيار خداست
قائلين به اين مطلب مىگويند : نه جبر است ، و نه تفويض . يعنى نه خداوند تبارك و تعالى بندگان را مضطر و مجبور و مقهور در كارهايشان مىنمايد ؛ و اراده و اختيار ايشان را خنثى و كَلَااراده مىكند ؛ و نه آنكه امر اختيار و إراده را به بندگان خود تفويض كرده است ؛ و آنها مىتوانند إراده و اختيارى مستقلًا بدون إراده و مشيّت خداوندى داشته باشند . بلكه آنها داراى اختيار هستند ؛ و اين اختيار عين اختيار خداست ، و در تحت و تبعيّت إراده و اختيار خداست .
وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ .
« 1 »
هامش
( 1 ) در دو جاى از قرآن بدين عبارت وارد شده است : اوّل در آيه 30 ، از سورهء 76 : انسان . و دوّم در آيه 29 ، از سورهء 81 : تكوير .