تخطي إلى المحتوى الرئيسي

توحيد علمى و عينى در مكاتيب حكمى و عرفانى ( به ضميمه تذييلات) (فارسى) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
مع الاسف الشّديد ، اهل تفسير و به طور كلّى جميع كسانى كه با قرآن كريم سر و كار داشته‌اند ، چه از صحابهء رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم ، و چه از تابعين ، و چه از كسانى كه بعد از آنها آمده‌اند ، همگى اين بحث را دنبال ننموده ، و مهمل گذاشته‌اند . اين كتاب‌هاى جوامع أحاديث ، و اين كتابهاى تفسير است كه همگى در مرأى و منظر ماست ؛ در تمام آنها از اين حقيقت اثرى به چشم نمىخورد ؛ نه با بيانى كه شرح آيات قرآن را دهد ؛ و نه با طىِّ طريق برهان و استدلال . نديديم ما كسى را كه بتواند از حجاب اين حقيقت برقع برافكند ؛ مگر آنچه در كلام امام أمير المؤمنين على بن أبى طالب عليه السّلام به خصوص ديده شده است . آرى كلام علىّ اين درِ بسته را گشود ؛ و پرده را از روى آن برداشت ؛ و با بهترين وجهى و شيواترين راهى و روشن‌ترين طريقى از براهين ، حجاب را از رخسار آن كنار زد . و عجيب آن است كه : بعد از على عليه السّلام نيز ، اين گونه گفتار در كلام اهل فلسفه و تفسير و حديث ديده نشده ؛ تا پس از هزار سال از هجرت در كلام فلاسفه آمد ؛ و آنها خودشان گفتند كه : ما اين حقيقت را از علىّ گرفته‌ايم . و اين سرّ آن بود كه ما نمونه‌هائى از آن گفتارهاى علىّ را ذكر كرديم . زيرا كه اين‌گونه سلوك احتجاجى برهانى در كلام غير او نيامده است ، كه همهء آنها مبتنى بر صرافت وجود و أحديّت ذات أقدس جَلَّت عَظَمته بوده باشد . « 1 » و مراد و منظور حضرت علّامه ( ره ) از فلاسفهء إسلام پس از هجرت ، مرحوم صدر المتألّهين شيرازى قدّس سرّه مىباشد كه ، او در كتابهاى خود قائل به وحدت بالصِّرافه بودن ذات حقّ شد و اين معنى را با بليغ‌ترين وجهى به ثبوت رسانيد ، و منطق بو على سينا را در توحيد عددى بودن ذات حقّ ابطال نمود .

براى خود صدر المتألّهين هم معلوم نشد كه : وحدت حقّه با تشكيك سازش ندارد

و اين حقير گويد : كلمات أمير المؤمنين عليه السّلام صريح در تشخّص وجود ، و وحدت حقّهء حقيقيّه ، و جدا بودن صفات از ذات ، و معيّت كونيّهء حضرت حقّ با جميع موجودات و ممكنات است كه أبداً با تشكيك در وجود و عينيّت صفات سازشى ندارد . و آنچه را كه صدر المتألّهين پس از هزار سال از كلام أمير المؤمنين
هامش
( 1 ) « الميزان فى تفسير القرآن » ج 6 ، ص 109 و ص 110 .