تخطي إلى المحتوى الرئيسي

توحيد علمى و عينى در مكاتيب حكمى و عرفانى ( به ضميمه تذييلات) (فارسى) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
بر خلاف ظاهر كلام آن حضرت است ؛ و بر خلاف شواهدى است كه آن حضرت در دنبال اين عبارت همانطور كه اينك بيان مىكنيم ؛ ذكر كرده‌اند .

معناى صفت ، يعنى زيادى ؛ و هر صفت زائد است

ترس و دهشت مرحوم شيخ از تأبّى و امتناع از إقرار و اعتراف به زياده بودن صفات و عدم عينيّت آنها با ذات ، پندار خلوّ ذات است از صفات كمال ، همچون علم همانطور كه در مكتوب سوّم گفته‌اند كه : اين در حقيقت نفى علم است از بارى تعالى . « 1 » و ليكن اين دهشت بى مورد است و خيالى بيش نيست . زيرا آن كه صفات را پائين‌تر از ذات مىنگرد ؛ هزار بار بالاتر و قوىتر از اين صفات را در ذات إثبات مىكند ؛ و آن صفات علم و قدرت و حيات و ما شابهها است ؛ بدون حدود مفهوميّه و عناوين مميّزه . او صفات ناقصه و محدوده را از ذات اقدس جدا مىكند ، و ذات را مبرّى و منزّه از آن مىداند ؛ و ليكن صفات كاملهء غير محدوده را براى ذات إثبات مىكند ؛ و أينَ الثَّرَى مِنَ الثُّريَّا . آن ذاتى كه در بساطت و محوضت و صرافت طورى است كه علم‌آفرين است ؛ و قدرت‌آفرين . يعنى علمى است بسيط ، و قدرتى است بسيط ، كه نفس ذات است ؛ و با آن هو هويّت دارد ؛ و از آن علم و قدرت بسيط ، و خارج از حدود مفهوميّه ، علم و قدرت مفهومى و صفت متميّزه ، و اسم تعيّنه پديد مىآيد و تعيّن مىپذيرد . حَبَّذا بدين ذات كه در قدرت و علم و حيات ، بدين سرحدّ از صرافت است ، و بدين كمال از وحدت ، و عدم قبول تجزيه و تركيب و انقسام است ، كه براى اين صفات محدوده و متعيّنه عليّت دارد ، و در قالب ظهور موجب پيدايش و خلق آنهاست . بارى بر اساس اين سعهء ذات ، و اين بساطت و عموميّت و إطلاق وجودى او ، مكانى و زمانى را نمىتوان تصوّر نمود كه ذات حضرت احديّت بوجوده ، و وحدته
هامش
( 1 ) ، آنجا كه گويد : و إلّا لزم خلوّ الذات فى مرتبة ذاته عن هذه الصِّفة الكماليّة .