به حقيقت سورهء توحيد و شش آيه اوّل از سورهء حديد گرديده است ؛ و به أعلى ذروه از أوج مقام انسان كامل رسيده است .
خطبههائى را كه آن حضرت در مقام عرفان و توحيد حضرت حقّ و صفات و اسماى او بيان نموده است ؛ همگى وجدانيّات و مشاهدات درونى و سرىّ اوست ؛ و مدركات حضورى و مكاشفات حقّهء حقيقيّه و علوم سرمديّهء اوست كه چون شمس درخشان از آن پرده بر مىدارد ؛ و محبوب و معبود خود را با بلندترين صدائى و با استوارترين منطق و برهانى به عالم بشريّت تا أبد معرّفى مىكند .
قرآن كريم ، وحدتِ حقّهء حقيقيّه را بيان كرد ، ولى علماء نفهميدند
حضرت استادنا الاعظم علّامهء طباطبائى قدّس الله سرّه الشّريف در تفسير خود ، در بحث توحيد پس از حكايت چند فقره از چند خطبهء مولانا أمير المؤمنين عليه السّلام و پس از بحث تاريخى دربارهء اعتقاد به كيفيّت توحيد ، و طريق مبارزهء با شرك و تثليث و ثنويّت ( سه گانه و دوگانهپرستى : مذهب مسيحيان و و زرتشتيان مجوسى ) إثبات فرمودهاند كه : در ميان جميع فلاسفهء إلهيّين از مصر قديم و يونان و اسكندريّه تا قبل از ظهور اسلام نامى از وحدت حقّهء حقيقيّه و بالصِّرافة ذات أحديّت نبود .
آنچه از جميع آنها نقل شده است ؛ و همچنين آنچه از افرادى كه بعد از آنها در اسلام آمدهاند ، و بر خطّ مشى همان حكمت و فلسفه مشى نمودهاند ؛ وحدت عددى ذات حقّ است ؛ حتى آنكه شيخ الرئيس أبو على سينا در كتاب « شِفا » تصريح به وحدت عدديّهء ذات حقّ تعالى مىنمايد ؛ و بعد از او فلاسفه كه آمدند تا حدود سنهء يكهزار از هجرت نبويّه ، همگى قائل به وحدت عددى حقّ شدند ؛ و اهل بحث از متكلّمين و باحثين نيز آنچه را كه در احتجاجات خود آوردهاند ، زياده بر وحدت عددى نيست ؛ در عين آنكه همهء آنها براهين و أدلّهء خود را از قرآن مجيد آوردهاند . امّا از اين قرآن غير از وحدت عددى نفهميدهاند .
اين محصّل كلامى است كه اهل بحث و نظر دربارهء توحيد حضرت حقّ گفتهاند .
و امّا آنچه را كه قرآن كريم راجع به معنى و حقيقت توحيد بيان مىفرمايد ؛ اوّلين قدمى است كه در تعليم و تفهيم اين حقيقت برداشته شده است ؛ امّا