در اينجا در پاسخ صدر المتألّهين و مرحوم شيخ بايد گفت : متعلّق وحدت در كثرت اگر دو چيز باشد ؛ همچون روح و بدن إشكالى ندارد كه هر دو حقيقى باشند . مىگوئيم : روح در بدن است . روح واحد و بدن داراى اعضاء كثيره . و ليكن اگر متعلّق هر دو همانطور كه محلّ كلام ماست هر دو واحدند ؛ يعنى وجود بحت بسيط و صرف را يك بار به نظر وحدت نگريستن ، و سپس سريان او را در موجودات كثيره ملاحظه نمودن ، چگونه حقيقتاً بدان كثرت مىبخشد ؟ همان موضوع و همان وجود است ؛ يك بار خودش را ديدهايم ؛ و يك بار در كثرات مشبّكهاى ماهيّات امكانيّه مشاهده نمودهايم .
آن وجود ، واحد است كما كان ، و الآن كما كان ؛ و آن كثرت اعتبارى بود ، و الآن هم همچنين است .
توحيد علمى و عينى در مكاتيب حكمى و عرفانى ( به ضميمه تذييلات) (فارسى) — صفحة 204
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٢٠٤