الإنَابَة إلَى دار الخُلودِ . « 1 »
ما را ز جام بادهء گلگون خراب كن * ز آن پيشتر كه عالم فانى شود خراب
« مُردم اندر حسرت فهم درست » . و همين منشأ شده كه : حصر وجود به وجود دار الغرور شده ؛ و حال آنكه مرگ و نيستى هزار مرتبه بهتر از اين اغترار به وجود است . « به هزار بار بهتر ز هزار پخته ، خامى » . زيرا كه آن نحو وجود در جميع عوالم إلهى براى انسان بوده و خواهد بود . چهار روزى به جهت خلافت إلهى به مقتضاى :
إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً
« 2 » بر سبيل عاريت به كدخدائى اين دار فانى آورده ؛ و بعد به مقرّ حقيقى خود
فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ
« 3 » خواهد برد !
تا دوست بوده با او بودهايم و تا دوست باشد با او خواهيم بود .
وَ قُلْ لِلْمُغَنِّى قُمْ وَ غَنِّ بِعَيْشِنا * بَلَغْنَا المُنَى قِدْماً وَ لِلْمُنْكِرِ الوَيْلُ .
مطرب بگو كه عين جهان شد به كام ما
« 4 »
از نيستان تا مرا ببريدهاند * از نفيرم مرد و زن ناليدهاند « 5 »
من مَلك بودم و فردوس برين جايم بود * آدم آورد درين دير خرابآبادم « 6 »
با چنين گنج كه شد خازن او روح أمين * به گدايى به در خانهء شاه آمدهايم
و أما مرحوم آخوند ملّا صدرا طاب ثراه در أوّل كتاب ، اگرچه توحيد خواصّ را
هامش
( 1 ) سيّد بن طاووس در « اقبال » ، ص 228 ، فيما يختص بالليلة السّابعة و العشرين با سلسلهء سند خود از زيد بن على روايت كرده است كه : قال : سمعت أبى على بن الحسين عليهما السّلام ليلة سبع و عشرين من شهر رمضان يقول من أوّل الليلة إلى آخرها : اللّهم ارزقنا التجافى عن دار الغرور و الإنابة إلى دار الخلود و الاستعداد للموت قبل حلول الفوت .
( 2 ) آيه 30 ، از سورهء 2 : بقره .
( 3 ) آيه 55 ، از سورهء 54 : قمر .
( 4 ) « ديوان حافظ » طبع پژمان ، ص 3 ، غزل 4 .ساقى به نور باده بر افروز جام ما * مطرب بگو كه كار جهان شد بكام ما( 5 ) « ديوان مثنوى معنوى » ، ص 1 سرلوحهء أشعار .
( 6 ) « ديوان حافظ ، ص 162 ، غزل 362 .