و رجوع به آن قبل از معرفت آن جائزنه ، و بدون آن عمل باطل است ،
هامش
تشنگان وادى معرفت و سوختگان و دلباختگان عالم لقاء و فناء ذات احديت بياموزد همانطور كه در طريقهء آية اللّه الكبرى آخوند ملاّ حسين قلى همدانى رحمة اللّه عليه و شاگردان عارف و مبرّز وى كه هر يك چون ستارهء درخشانى در آسمان توحيد و معرفت تجلى نمودند مشهود است .
و ثانيا حضرت در اين جملات مىفرمايد كه خداوند به وسيلهء آنها حجتها و آيات روشن خود را حفظ مىكند تا آنكه آن اسرار الهيه را در نظائر خودشان به وديعت بنهند و در دلهاى اشباه خود تخم معرفت را بكارند . معلوم است كه براى شخص امام عليه السّلام شبيه و نظيرى نيست چون مقام او كه امامت است از همهء افراد عالىتر و راقىتر است .
پس مراد از حجت مشهور يا خائف مغمور همان اولياى خدا هستند كه به مقام مخلّصين رسيده و براى آنها اشباه و نظائرى متصور است .
و از جمله ادلهء لزوم متابعت سالك از راهنماى بصير و خبير در صراط معرفت گفتار حضرت سجّاد عليه السّلام است كه در « كشف الغمّة » مسطور است :
هلك من ليس له حكيم يرشده .
و نيز عبارت حضرت سيد الشهداء ابا عبد اللّه الحسين عليه السّلام ضمن خطبهاى كه در منى ايراد نمودند و بعضى آن را از امير المؤمنين عليه السّلام دانستهاند چنان كه در « تحف العقول » آمده است :
و أنتم اعظم النّاس مصيبة لما علبتم عليه من منازل العلماء لو كنتم تشعرون ( تعنون - خ ل ) ذلك بأنّ مجارى الأمور و الأحكام على أيدي العلماء بالله الامناء على حلاله و حرامه .
و معلوم است كه مجارى امور باطنيّه و اسرار ربّانيّه منحصر در عالم ربانى است كه بر آبشخور شريعت وارد و از مصدر احكام مطلع و بر دقائق و اسرار نفوس آگاه و عالم است . و نيز آنچه را كه در « بحار الانوار » ج 1 ص 93 از كتاب « بصاير » به دو سند با مختصر اختلافى در لفظ مرفوعا از حضرت صادق عليه السّلام آورده است كه :
أبى اللّه ان يجرى الأشياء إلاّ بالاسباب ، فجعل لكلّ شيء سببا ، و جعل لكلّ -