اوستاد در اين فنّ أصعب و شرائط آن اكثر است .
خليلىّ قطّاع الطّريق إلى الحمى * كثير و لكن واصلوه قليل « 1 »
[ صعوبت شناخت استاد روحاني ]
و فرقى ديگر هست ميان اوستاد فقه جسمانى كه فقيهش خوانند و اوستاد فقه روحانى كه شيخش گويند و آن اينست كه : راه فقه جوارح جلىّ و ظاهر و راه همه كس واحد و دزدان و قاطعان راه خدا در آن قليل و ظاهرند .
پس اوستاد اين فقه را نمودن راه و شناسانيدن فريبندگان كافى است ، به خلاف راه فقه نفس و طبّ روحانى كه راه هر كس
هامش
مسلّما چنين افرادى مىتوانند رشتهء تربيت سالك راه خدا را به دست گيرند چون طبق اين كلام ، اينان افرادى هستند كه در گوشهاى غافلان به طرق مختلفه براى انزجار آنان از ارتكاب محرّمات الهيّه ندا در دهند و به عدل و داد امر نمايند در حالى كه خود در اوّل وهله بدان عمل نمودهاند ، و از منكر بازدارند در حالى كه خود در اوّل وهله از آن گريختهاند .
گوئى از احوال پنهانيها و غيبهاى اهل برزخ در طول اقامت در آن اطلاع دارند و قيامت آنها بر پا شده و خصوصيّات و معدّاتش بر آنها مكشوف شده است ، پس پردهء اين مطالب حقّه را براى مردم دنيا بردارند . گوئى كه آنها مىبينند چيزهائى را كه مردم نمىبينند ، و مىشنوند چيزهائى را كه مردم نمىشنوند .
فرشتگان سماوى از هر طرف به آنها احاطه نموده و مقام سكينهء الهى بر آنها فرود آمده و درهاى آسمان بر آنها گشوده شده است و براى آنها محافل و مجالس كرامات در مقامى كه جز خداى تعالى احدى بر آن اطلاع ندارد مهيّا شده است . خداوند سعى آنها را مشكور و مقام آنان را محمود قرار داده است .طىّ اين مرحله بى همرهى خضر مكن * ظلماتست بترس از خطر گمراهى( 1 ) - اين بيت شعر را صاين الدّين علىّ بن محمّد بن تركه در رسالهء خود به فيروزشاه ذكر كرده است و در صفحهء 300 از كتاب چهارده رسالهء فارسى او بدين الفاظ آمده است :خليلىّ قطّاع الفيافى إلى الحمى * كثير و أمّا الواصلون قليل