خلط و اشتباه در دستگاه تكوين و عالم آفرينش راه ندارد ، و على هذا آنچه به نظر ما بد مىآيد ، در نظر ما بد است نه در اصل تكوين و مصلحت عامّهء عالم خلقت .
پير ما گفت خطا بر قلم صُنع نرفت * آفرين بر نظر پاك خطا پوشش باد « 1 »
تمام اين عاصيان و جاهلان و كم انديشان ، مظهر جلال حضرت حقّاند سبحانه و تعالى ؛
وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى
« 2 »
،
و همه ظهور و تجلّى او هستند . و در اين مقام ذرّهء بى مقدار با خورشيد جهانتاب فرقى ندارد ، و قطره و اقيانوس بى كران تفاوتى ندارند . عالم و جاهل ، بهشتى و دوزخى ، سعيد و شقىّ ، همه و همه مخلوق او و تحت ارادهء قاهرهء او هستند ؛ و ازاينجهت كجا مىتوان بدين دستگاه آفرينش نسبت عيب داد ؟
هر كدام ، در راه و طريق خود سلوك مىنمايند ، و سير دارند تا تحت اسمى خاصّ از اسماء جماليّه و يا جلاليّهء حضرت حقّ سبحانه و تعالى فانى شوند ، و هر يك در كينونت هويّتِ خود به بقاء رسند ، و اين عالم پر شكوه و با عظمت از بهشتى و دوزخى ، و از بهشت و دوزخ ، همه با ابّهتِ عجيب و استحكام بُهت انگيز بر جاى باشد .
بهشت و دوزخ ، و بهشتى و دوزخى ، هر دو ، دو جلوه از ذات حقّاند ؛ جلوهء جمال و جلوهء جلال .
هامش
( 1 ) « ديوان حافظ » طبع پژمان ، حرف دال ، ص 75
( 2 ) صدر آيه 180 ، از سورهء 7 : الاعراف