تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 401

مساهمون:

ص٤٠١
انوار جمال تست در ديدهء هر مؤمن * آثار جلال تست در سينهء هر كافر « 1 »
نه اينكه تنها فقط جلوهء جمال ، اصل است ، و جلوهء جلال باطل . خداوند فقط داراى اسم مليك و مقتدر نيست ، اسامى ديگر دارد و آن اسماء ، چه از ناحيهء رحمت و رحمانيّت و رحيميّت و چه از ناحيهء جبروتيّت و قهّاريّت ، عالم را پر كرده و همه حَسَن و زيبا هستند . پس به چه علّت ما جهنّم را عيب عالم بدانيم ؟ به چه علّت جهنّميان را خرابى و نقصان كاخ آفرينش به شمار آوريم ؟ به چه سبب سير موجودات را منحصراً تحت اسم رحمت رحيميّت قرار دهيم ؟ آيا خود اين حصر ، نسبتِ عيب و نقصان نيست ؟ و علاوه اگر مصنوع كه نمايندهء صانع است فاسد باشد ، تفاوتى ندارد بين خلود و عدم خلود آن . در يك لحظه هم نمىتواند موجود خراب و فاسد ، اثر دست صانع حكيم باشد . و بنابراين چگونه مىتوان پذيرفت كه مصنوع فاسد با عنوان فساد و خرابى و عيب و نقص ، در دنيا مىتواند بوده باشد و در آخرت هم در جهنّم چند صباحى مىتواند بوده باشد ، ولى به عنوان خلود و دوام غير معقول است ؟ و رابعاً : عنوان اينكه مىگويند : تا خدا خدائى مىكند ، از أبديّت گرفته شده ، چون ابديّت از صفات اوست سبحانه و تعالى . و از لحاظ اينكه عنوان خلود مؤبّد در قرآن كريم به لفظ
خالِدِينَ فِيها أَبَداً
آمده است ، لذا استفادهء ابديّت خلود را به همين معنى مىتوان
هامش
( 1 ) « ديوان مغربى » ص 71
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 401 | السيد محمد حسين الطهراني